کتاب‌های کار کمک‌درسی؛ یار یا بار؟
مدرسه و برنامهٔ درسی

کتاب‌های کار کمک‌درسی؛ یار یا بار؟

در سالهای اخیر جريان جديدي در توليد کتاب‌هاي كمك درسي مشاهده شده است. برخلاف گذشته كه كتاب هاي گام به گام( مشتمل بر پرسش و آزمون) را توليد مي كردند، امروزه موسسات تولید کننده کتاب های کمک درسی با تغيير در جهت گيري آموزشي خود، كتاب هايی با عنوان" کتاب‌کار" به بازار عرضه مي كنند. آمار و ارقام نشان می دهد که اقبال بسیاری هم نسبت به این کتاب ها در جامعه از سوی والدین شده است و برخی مدراس تحت فشار والدین و یا رقابت بین مدارس اقدام به سفارش این کتاب ها می نمایند و عملا ً افزون برکتاب های درسی یک دسته کتاب های کمک درسی هم در کوله دانش آموزان قرار گرفته است. بعضا هم کتاب های کمک درسی جایگزین کتابهای درسی شده است و گویی این کتابها به جای این که یار یادگیری باشند بار یادگیری دانش آموزان هستند.

بی تردید دلایلی و عواملی موجب بروز چنین پدیده ای در نظام آموزشی ما شده است که ورود به آن جای فرصت خاص را طلب می کند که در این مجال کوتاه چنان بحث پر دامنه ای نمی گنجد. اما من در این یادداشت کوتاه قصد دارم در باره جایگاه این کتاب ها در جریان یادگیری کلاسی بحث کوتاهی داشته باشم.

منطق "کتاب‌‌کار" یا همان کمک درسی، اساساً فراهم آوردن فرصت‌هايي براي بسط تجارب و عمق يادگيري متناسب با نياز هاي وي‍ژه دانش‌آموزان است. اين رويکرد با نظریه های روان‌شناسي يادگيري جديد سازگاري نسبي دارد. فعاليت های موجود در آن‌ها با روش هاي جديد ياددهي و يادگيري نيز سازگاري بيش‌تري دارند. اين كتاب ها با وجود اين كه حاوي فعاليت هاي يادگيري چالش برانگير بسط دهنده تجارب يادگيري است اما نحوه به کار گیری آنها نیز بسیار مهم است . متاسفانه روال هاي مرسوم در جامعه ما چنین است كه معلمان اين كتاب ها را براي همه دانش آموزان تجويز كرده و گاه ان را جايگزين كتاب درسي مي نمايند. اما اين گونه بهره گيري از كتاب هاي كار با چند و چون هاي اخلاقي و تربيتي روبروست .

موسسات انتفاعي براي توسعه بازار و كسب درآمد کمک تبلیغات گسترده به توليد انبوه و توزيع كتاب هاي كار روي آورده اند. اين كار به خودي خود مشكلي ندارد. اما وقتي مشكل آغاز مي شود که اين موسسات و برخي عوامل دروني آنها درنظام آموزشی به كمك رسانه ها از جمله رسانه ملي با برخي جو سازي ها و ايجاد برخي بد فهمي ها تلاش مي كنند كه والدين و اوليا مدارس وادار کنند تا براي همه دانش آموزان در تمامي موضوعات درسي كتاب ها را تهيه كنند،. بديهي است که استفاده از اين گونه کتاب هاي كار توليد شده خارج از مجموعه بسته های آموزشی رسمی برنامه ريزان درسي، راهبرد آموزشي و تربيتي مناسبي نيست .

در واقع منطق و فلسفه كتاب هاي كار خارج از بسته های آموزشی رسمی، بسط فرصتهاي يادگيري متناسب با نيازهاي آموزشي فردی دانش آموزان مبتني بر تفاوتهاي فردي است. از اين رو در کاربرد عمومي اين کتاب‌هاي کار در کلاس درس نيز بايد احتياط و دقت نمود. با کاربرد عمومي اين کتاب‌ها در کلاس درس تفاوت‌هاي فردي و نيازهاي آموزشي متفاوت دانش‌آموزان ناديده گرفته مي‌شود و مجموعه ای از فعاليت‌هاي يادگيري يک‌سان را براي همه دانش‌آموزان پيش‌نهاد مي‌کند.به این صورت که دانش‌آموزان باتوانايي يادگيري متفاوت و عملکرد ضعيف و قوي، بايد طبق سفارش معلم، فعاليت های یادگیری مکمل یکسانی را انجام دهند. اين به معناي افزايش حجم فعاليت هاي يادگيري دانش آموزان است . سوال اين است كه چه حد مي‌توان برا ي دانش‌آموزان فعاليت‌هايي بيش‌تر از آن‌چه که در برنامه درسي پيش بيني شده است در نظر گرفت؟ آيا برنامه ريزان به اندازه‌ کافي و متناسب با وقت و توان متوسط گروه سني و پايه‌ درسي آن‌ها فعاليت در نظر نگرفته اند؟ بديهي است كه در صورتي كه برنامه ريزان درسي تشخيص دهند در بسته آموزشي پيشنهادي خود مي توانند كتاب كاري را طراحي و تدوين نمايند تا فرصت بسط و توسعه فعاليت هاي يادگيري را براي دانش آموزان فراهم سازند اين كار را خواهند كرد و به دانش آموزان ارائه خواهند داد .لذا در صورتي كه كتاب كار بخشي از بسته آموزشي طراحي شده برنامه ريزان درسي باشد از نظر تناسب حجم فعاليت ها و سطح درگيري و تناسب با توانش هاي دانش آموزان تمهيدات لازم انديشيده شده است و براي دانش آموزان تجويز مي شوند. اما خارج از چهار چوب بسته آموزشی رسمی تجویز شده اگر فعالیتهای به حجم فعالیت های دانش آموزان اضافه شود باید با در نظر گرفتن برخی ملاحظات چنین کاری صورت گیرد.

بنابر اين پاسخ اين دو پرسش اين نيست كه يك ميزان مشخص و يكساني از فعاليت هاي يادگيري را به حجم فعاليت هاي پيش بيني شده اضافه كرد. زيرا برنامه ريزان بر اساس برخي ملاحظات حجم فعاليت ها رابراي ميانگين سني مورد نظر مشخص مي كنند از اين رو اين افزايش فعالیت های یادگیری بايد بر اساس شناسایی و درک توانايي و نياز آموزشي دانش آموزان

ني بر تفاوتهاي فردي توسط معلم صورت گيرد. یعنی کاری نباید کرد که این کتابها به جای این که یار یادگیری دانش آموزان باشند نه این که باریادگیری آنها باشند.

با اين تحليل، خرید کتاب کار خار ج از بسته آموزشی و برنامه درسی رسمی براي همه‌ دانش‌آموزان کلاس روش نادرست و نا مناسبی است زیرا از ناحیه دیدگاههای تربیتی حمایت نمی شود یعنی بر خلاف منطق کتاب های کار خارج از بسته آموزشی از آنها استفاده می شود اما اين به معناي ردّ کلي "کتاب‌کار" خارج از نظام برنامه‌ي درسي رسمي نيست. بلکه معلمان مي‌توانند ازاين کتاب‌ها، به عنوان منبعي براي طراحي و تدوين آزمونک‌هاي فرايندي و آزمون‌هاي و فعالیت های عملکردي استفاده کنند. هم‌چنين مي‌تواند منبع الهام بخشي براي طراحي يا انتخاب پرسش‌ها وطراحي فعاليت‌هاي يادگيري موردي( بسطي/ ترميمي یا تمرینی/تثبیتی) براي دانش‌آموزاني باشد که مشکلات يادگيري يا نياز آموزشي ويژه دارند. به طور کلي طراحي فعاليت‌هاي يادگيري در اصل وظيفة‌ معلم است، زيرا او توانايي و ناتواني(نياز) دانش‌آموزان را بهتر مي شناسد. اين منابع معلم را در توليد فعاليت‌ها و پرسش‌هاي مناسب کمک کنند. به عبارت دیگر این کتاب ها را باید به عنوان راهنمای معلم در طراحی فعالیت های یادگیری تلقی کرد نه کتابی که برای همه دانش آموزان یک کلاس. در این صورت این کتابها جایگاه مناسبی پیدا خواهد کرد و به واقع یار یادگیری خواهند بود نه بار آن.

اما استفاده انبوه ان در كلاسها و مدارس از نظر اخلاقی نیز قابل نقد است زیرا به نوعي تضيع حق دانش آموزان و والدین است زیرا از یک سو، "تكليف ما لا يطاق" به گروهی از دانش آموزان داده شده است و ازاين منظر ممكن اسيب هايي نیز به آنها وارد شود. نکته آنکه بسیاری از منتقدین بر این باورند که عموماً حجم کتاب های درسی در کشور بیش از حد توان و زمان پیش بینی شده است این کتابهای کار می تواند موجب تشدید حجم فعالیت های مدرسه ای دانش آموزان می شود. از سوی دیگر هزینه ای غیر ضروری بر والدین تحمیل شده است.

از انجا نظام تربیت رسمی و عمومی کشور طبق مباحث مندرج در مبانی نظری تحول بنیادین به عنوان یک نهاد اجتماعی فرهنگی باید از ظرفیتهای بخشهای دیگر جامعه از جمله موسسات غیر دولتی نیز استفاده کند لذا باید سیاست پذیرش مطلق یا رد مطلق این پدیده را کنار گذاشت و راهبردی متناسب با مبانی نظری تحول بنیادین ( فلسفه تربیت رسمی و عمومی ) انتخاب کرد. پیشنهاد این است که وزارت آموزش و پرورش اقدام به تشکیل دفتر یا ستادی بنماید که استانداردهای لازم برای این کتاب های کمک درسی تعریف کرده و این موسسات به شرط داشتن مجوز از این ستاد یا دفتر اقدام که نشر کتاب کمک درسی بنمایند. این معنا نیز به آگاهی والدین نیز رسانده شود که تنها کتاب هایی با این مجوزها را برای کودکان خود خریداری نمایند. هم چنین از خرید انبوه و کلاسی این کتاب ها ممانعت به عمل آید. چنین کتاب های هم چنین طبق سیاست های که تدوین می شود بر روی استفاده معلم و کاربرد موردی دانش آموزی از آنها تاکید شود نه کاربرد کومه ای و فله ای توسط دانش آموزان.

نخستین انتشار در کانال تلگرام حکمت تربیت

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی رایانامهٔ شما منتشر نمی‌شود. دیدگاه‌ها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.