
فلسفه تربیت مدرسهای، درسی حاشیهای و مغفول در دانشگاه فرهنگیان
مقدمه حذف عنوان درس فلسفه تربیت مدرسهای و تلفیق آن با عنوان سازمان و قوانین و اسناد بالا دستی یکی از اقدامات و تصمیماتی است که در چند سال اخیر در دانشگاه فرهنگیان اتخاذ شده است. این درس در زمره دروس عمومی و تعلیم و تربیت اسلامی دانشگاه فرهنگیان است. در دورهای قبل مدیریتی دانشگاه و در اوایل دهه نود، دو درس «فلسفه تربیت در جمهوری اسلامی» و «فلسفه تربیت رسمی و عمومی (تربیت مدرسهای)» طراحی و در زمره دروس عمومی دانشگاه قرار گرفت با این توجیه که یک معلم باید از منطق و فلسفه وجودی نهاد تربیت خاصه تربیت مدرسهای با نگاهی اسلامی و البته ناظر به مسائل تربیتی جاری در جامعه معاصر، درک و فهم عمیقی داشته باشد.
در سالهای اخیر تغییراتی در مجموعه و فهرست دروس عمومی دانشگاه داده شد. از جمله این تغییرات، تلفیق درس فلسفه تربیت رسمی و عمومی با دو موضوع و عنوان درسی دیگر یعنی «سازمان و قوانین آموزش و پرورش» و «اسناد بالادستی نظام تربیت رسمی و عمومی». سرفصل های درس جدید «اسناد، قوانین و سازمان آموزش و پرورش در جمهوری اسلامی ایران »که جایگزین درس فلسفه تربیت رسمی و عمومی ( مدرسه ای) شده است دو واحد درسی ارزش آموزشی دارد. کاملاً با درس قبل تفاوت دارد. زیرا در سرفصل عنوان جدید فصل اول از پنج فصل به این موضوع اختصاص داده شده است که مضامین زیر ذیل این فصل قرار داده شده است :
تاریخچه تربیت رسمی و عمومی
ضرورت تربیت رسمی و عمومی
مبانی جامعه شناختی ، رواشنناختی ، حقوقی و سیاسی تربیت رسمی و عمومی
ملاحظه می شود که از مباحث وسیع و عمیق درس فلسفه تربیت مدرسه ای تنها به همین چند عنوان محدود بسنده شده است. این کار یعنی حدف آرام و بی صدای درس فلسفه تربیت مدرسه ای . به نظر می رسد تصمیم گرفته شده توسط افراد فاقد تخصص در این زمینه تربیت معلم و فلسفه تربیت اتخاذ شده است . تنها توجیهی که برای این کاهش قایل تصور است این است که تعداد دروس تربیت اسلامی دانشگاه فرهنگیان قریب به 15 واحد است که تصمصم گیرندگان این درس را درراستای دورس تربیت اسلامی تلقی کرده و به نوعی مباحث آن را تکراری تلقی نموده اند . برای توضیح و روشنگری بیشتر برخی از دروس تربیت اسلامی که دانشجویان دانشگاه به صورت الزامی یا اختیاری باید بگذرانند به این شرح هستند .
سیره تربیتی پیامبر ص و اهل بیت علیهم السلام (2واحد)
اخلاق معلمی از دیدگاه اسلام (2واحد)*
تاریخ اندیشه و عمل تربیتی در اسلام و ایران (2واحد)
چالشهای تربیت اسلامی در دنیای معاصر (2واحد)*
تربیت دینی کودک و نوجوان در اسلام* (2واحد)
آشنایی با تجارب مدارس اسلامی معاصر (2واحد)
ارزشهای تربیتی دفاع مقدس* ( 2 واحد)
متاسفانه تصمیم گیرندگان متفتن این معنا نبودند که درس فلسفه تربیت مدرسه ای در جمهوری اسلامی منطق دیگری دارد که با دروس تعلیم و تربیت اسلامی مذکور تفاوت ماهوی دارد. در ادامه این یادداشت به بحث مختصری در باره ضرورت وجودی این درس در مجموعه دروس عمومی دانشگاه فرهنگیان می پردازیم. امید این که برای تصمیم گیرندگان این ضرورت بیش از پیش روشن شود و در تصمیم گرفته شده مبنی بر حذف تدریجی این درس بازنگری نمایند.
ضرورت وجودی درس تربیت مدرسه ای
برای اینکه بهتر بتوانیم از ضرورت یادگیری فلسفه تربیت مدرسهای صحبت کنیم شاید مناسبتر آن باشد که اندکی به ماهیت خود عمل تربیت در فضای مدرسه بپردازیم. تربیت مدرسهای چیست که آموختن و فهم فلسفه آن برای معلمان ضرورت مییابد ؟و لذا دانشجو معلمان نیز بهعنوان معلمان آینده باید در دوره تربیتمعلم با بحثی فلسفی درباره این نوع تربیت تحت عنوان فلسفه تربیت مدرسهای آشنا شوند. به نظر میرسد عمل اصيل تربيتي در مدارس که بتوان آن را حقیقتاً تربیت (و نه شبه تربیت) دانست، عملي فكورانه و انديشهورزانه و فعالیتی خردورزانه مبتني بر درك و فهم موقعيت تربیتی مخاطبان و اتخاذ تصمیمهای درست برای بهبود این موقعیت است. درواقع يكي از لوازم اصلي تحقق يك عمل اصيل تربيتي در مدرسه، داشتن توانايي تحليل درست از شرايط و بستر تربیتی پویای موجود در فضای مدرسه و مواجهة انتقادي با این موقعیت و تلاش براي اصلاح و بهبود چنین موقعيتی است؛ اما فضایی که عمل فكورانه تربیتی معلمان (و دیگر کارگزاران تربیت مدرسهای اعم از مدیران، کارشناسان و حتی سیاستگذاران این نوع تربیت) در آن بروز و ظهور مییابد، مدرسه یعنی نهادي است كه نوع خاصي از تربيت – یعنی تربيت مدرسهای- را تمهيد و ارائه میدهد.
اين سخن بدان معني است كه عمل عموم کارگزاران این نوع تربیت در چنين بستري تحقق مییابد. این نوع تربیت بهعنوان یک فرایند اجتماعی با فرایندهای دیگر اجتماعی مانند جامعهپذیری و فرهنگپذیری توسط خانواده و انواع رسانه، متفاوت است؛ زیرا فرایندهای ذکرشده بهصورت طبیعی از بدو تولد هر عضو جامعه را تحت تأثیر خود قرار میدهد؛ اما تربیت مدرسهای فرایندی سازماندهی شده است که در بستری ساختارمند (نظام تربیت مدرسهای) برنامهریزی و اجرا میشود. ازاینرو کارگزار تربیت مدرسهای، باید درک عمیقی از ماهیت و چرایی و چگونگی این عمل تربیتی خاص داشته باشد. یادگیری فلسفه تربیت مدرسهای چنین توانایی را در معلم ایجاد میکند تا درکی عمیق از موقعیت و فضای خاص حاکم بر عمل حرفهای خود را به دست آورد و بهطور مستمر در آن تأمل نماید. احتمالاً با اینگونه درک و فهم و تأمل، عمل تربیتی معلم در چنین ساختاری، مؤثرتر خواهد شد.
شاید این پرسش برای شما مطرح شود که با وجود قوانین و مقررات و ضوابط اداری بسیار مشخص و از پپیش تعریف شده، برای سازماندهی نظام تربیت مدرسهای در هر کشور، معلم شایسته نیز در چنین نظامی وظیفهای بهجز اطاعت و پیروی ازاینگونه ضوابط و قوانین تعیینشده از پیش ندارد و تنها باید سیاستگذاران و برنامه ریزان و مدیران ارشد نظام تربیت مدرسهای، فعالیت خود را بر اساس فلسفه تربیت مدرسهای انجام دهند و معلمان و سایر عوامل تربیتی فعال در مدارس به دلیل لزوم تبعیت از ساختارها و قوانین نظام مدارس، نیازی به فعالیت فکورانه و خلاق در فضای مدرسه ندارند؛ بنابراین در این نظام رسمی و دیوانسالار (بوروکراتیک) متمرکز چه لزومی به پرورش معلم فکور و خلاق وجود دارد تا به فکر آشنایی معلم با فلسفه تربیت مدرسهای و متناسب نمودن فعالیت معلم با موقعیت خاص خود براین اساس باشیم؟
اما بيترديد شرايط فرهنگي و علمي عصر حاضر و توسعۀ حيرتآور دانشها، خلق و ايجاد رشتهها و حوزههای فكري جديد، ابداع روشهای متنوع، ظهور و بروز پدیدههای فرهنگي بسیار پویا و ناتوانی آشکار نظامهای تربیتی دارای ساختار اداری و کاملاً سازمانیافته برای پاسخگویی به این شرایط متغیر و بسیار متنوع، بیانگر این است که سبك زندگیِ حرفهای معلمان مقلد و پیروِ محض مقررات سازمانی، پاسخ گوي نيازهاي اين زمان نيست و کارایی و اثربخشي معلمان دارای این سبك بهشدت موردتردید است. ازاینرو متفكران و انديشمندان تربیتی بر استقلال رأی و تلاش فکورانه و خلاق معلمان و سایر عاملان تربيتي در مدارس بسیار تأکید داشتهاند و دارند.
اما فعالیت فکورانه و غیر تقلیدی یک معلم، بدون شک نیازمند تکیهبر چهارچوب مشخصی از معیارهای روشن و مدلل و مرتبط باکیفیت مطلوب تربیت است و داشتن تصویری آشکار از فلسفه تربیت مدرسهای (به معنای فهم چیستی چرایی و چگونگی این نوع خاص از تربیت)، بخشی از این مجموعۀ موردنیاز برای هر معلم فکور است. والا استقلال عملی هر یک از معلمان بدون تکیه بر چنین درکی از فلسفه تربیت مدرسهای، منجر بهنوعی برخورد سلیقهای و دلبخواهی در انجام وظایف معلمی خواهد شد که قطعاً نمیتواند در مدرسه بهعنوان ساختاری نظاممند جایی داشته باشد و چهبسا موجب بینظمیهایی در نظام تربیت مدرسهای خواهد شد.
با اين اوصاف كه از لزوم تربیتمعلمان فکور و خلاق و موقعیتشناس و فايدۀ فلسفۀ تربیت مدرسهای داده شد، ميتوان ربط آنها را باهم بهتر درك و فهم كرد و چنين نتيجه گرفت كه یادگیری فلسفۀ تربیت مدرسهای، بهخوبی ميتواند براي نظام تربیتی زمينۀ مناسب را جهت تربیتمعلمانی مستقل و فكور فراهم آورد.
افزون بر اين استدلالها و استنادها، بد نيست به پیامدها و آثار توسعۀ فهم فلسفي يك معلم یا هر عامل تربیت مدرسهای در عملكرد شغلياش گذرا اشارهکنیم و خوانندگان را براي بحث و تفحص بيشتر به منابع تكميلي ارجاع دهيم. از مهمترین آثار درگيري فکری با حوزۀ مطالعاتي فلسفه تربیت و فلسفۀ تربيت مدرسهای، پرورش توانایی تفكر انتزاعي است. تفكر انتزاعي با ويژگيهاي چون جامعنگري، ژرفنگري و وسعت نظر، معلم را در انتخاب چهارچوبهای فكري مقبول و قابل دفاع برای هدایت تربیت مدرسهای توانا میسازد و او را در درک و بهبود مناسب موقعیت خاصی کمک میکند که در هر فعالیت تربیتی روزمره با آن مواجه است؛ بنابراین، تفکر انتزاعی با کمک به معلمان در انتخاب و پذيرش آگاهانه و فكورانه چهارچوب نظري قابل دفاعی برای جهتدهی تربیت مدرسهای، عمل تربیتی معلم را اصالت ميبخشد و درعینحال او را به معلمی فکور و صاحبرأی تبديل ميسازد.
همچنین از دیگر خصوصیات مهم و اساسی فعالیت فلسفهورزانه، ارزيابي و نقد و تحليل آراء و اندیشههاست (شريعتمداري 1369، 55). لذا یکی از پيامدهاي ارزشمند يادگيري مباحث فلسفه تربیت و توانایی نحوه فلسفهورزی تربیتی، كسب توانايي تحليل و ارزيابي دیدگاهها، برنامهها و طرحهای تربیتی است. به نظر میرسد كسب اين توانايي از دو جنبۀ فردی و اجتماعی موجب تعالي عمل كارگزاران تربیت مدرسهای (اعم از مدیران، کارشناسان و معلمان مدارس) خواهد شد. از جنبۀ فردي، ارزيابي و نقد مستمر معلم از اندیشهها و اعمال تربیتی خود و دیگران باعث خواهد شد كه هیچگاه در اندیشه و عمل تربیتی خویش دچار جمود و ركود نشود و پيوسته درحالتوسعه و تعالي انديشه و اعمال تربیتی خود و دیگر کارگزاران مدرسه باشد. از جنبۀ اجتماعي هم داشتن این توانایی به هر یک از معلمان و دیگر کارگزاران تربیت مدرسهای كمك ميكند تا به ارزيابي و اصلاح و بهبود موقعيتهاي تربیتی سازمان مدرسه خود و نظام حاکم بر مدارس جامعه خود بپردازند.
عامل تربیت مدرسهای با داشتن چنین خصوصیتی يك كنشگر فعال اجتماعي خواهد بود و از ثمرات حضور چنین کنشگری در نظام مدارس، توسعۀ مداوم حيات سازماني خواهد بود؛ زیرا ارزش يك کارگزار تحليلگر و دارای قدرت ارزيابی براي يك مجموعهسازمانی این است كه احتمال وجود خطاهاي سازماني را كاهش ميدهد و از اين طريق هزينۀ اجتماعی (مادي و معنوي) سازمان يا مجموعهای را كه در آن خدمت میکند کم میکند و متقابلاً کارایی و عملکرد مورد انتظار از سازمان را افزایش میدهد.
از دیگر سو اشتغال ذهني دانشجومعلم با مباحث عميق درس فلسفۀ تربیت مدرسهای و رسيدن به ديدگاهی اصيل نسبت به انسان و ارزشهای او، بيترديد به درک رسالت معلمی توسط وی كمك مینماید و احساس مسئولیت نسبت به وظایف حرفهای یک معلم نسبت به تحقق رسالت و مأموریت مدرسه را تقویت خواهد نمود، لذا ميتواند به شكلگيري اصيل هويت حرفهای وی بیانجامد. در این صورت دانشجومعلم با اتکا بر فهم و درک خود از مباحث فلسفۀ تربیت مدرسهای بهتر میتواند به پرسشهای مربوط به هویت حرفهای خویش در نظام تربیت مدرسهای و چگونگی تعالی کارکرد این نظام، پاسخهای شايستهاي دهد.
نتیجه و پیشنهاد با توجه به تعدد دروس گروه تعلیم و تربیت اسلامی در دانشگاه فرهنگیان، که در فهرست بالا آمده است گستره مفهومی تربیت اسلامی مباحثی را شامل میشود که بخشی از آنها در دروس متعدد همین دانشگاه به طور مفصل مورد توجه قرار گرفته و تدریس میشود، یعنی به نوعی اشباع علمی و نظری رخ میدهد؛ ضمن این که با توجه به حوزه مباحث این درس، نمیتوان انتظار داشت که بتواند جای آن بحث مهم یعنی فلسفه تربیت مدرسه ای در جمهوری اسلامی را بگیرد؛ یعنی همچنان خلا وجودی تربیت مدرسهای، درمجموعه دروس عمومی و تربیتی دانشجویان دانشگاه فرهنگیان احساس میشود؛ از این رو توصیه می شود در این تصمیم نادقیق بازنگری شود.
نخستین انتشار در کانال تلگرام حکمت تربیت