
تشدید استانداردهای اخلاقی بازیهای دیجیتال
محمد حسنی( عضو هیئتعلمی پژوهشگاه مطالعات آموزشوپرورش )
توسعه و تعالی و بهزیستی انسانها ازجمله مهمترین اهداف و اغراض جوامع محسوب میشود . حکومتها و امروزه دولتها، در این راستا نقش،مهمی بر عهدهدارند . شاید در ایده دولت رفاه در فحوای منطق وجودی خود چنین کارکردی را بتوان یافت. دولتهایی که به فراهم کردن زمینههای بهزیستی و تعالی شهروندان حساسیت بسیاری دارند. چنانچه شاهد هستیم آموزش عمومی، بهداشت ،تغذیه، امنیت جانی و روانی و حمایتهای اجتماعی مانند بیمه از جایگاه ارجمندی در گستره وظایف دولتها و حکومتها بر عهده دارد
سلامت روانی و تعالی روحی آحاد شهروندان ازجمله موضوعات مهمی است که به نظر میرسد از دغدغههای مهم جوامع و بهطریقاولی حکومتها و دولتها محسوب میشود. عوامل تأثیرگذار در این زمینه در دوران معاصر بسیار افزونشدهاند امروزه با توسعه فناوریهای جدید و دیجیتال و توسعه زندگی دیجیتالی این دغدغه اشکالی جدیدی یافته است. ما در عصر جدید و بسیار متفاوتی با چند دهه قبل زندگی میکنیم. امروزه، بازیهای ویدیویی دیجیتالی بهعنوان قدرتمندترین و جذابترین منبع تغذیه روانی و اخلاقی نسل جدید درآمدهاند. آنها برخلاف کتاب و فیلم، تعاملی و غوطهور کننده هستند. در بازیهای ویدیویی دیجیتال بازیکنان پیوسته در موقعیتهای مختلف بازی ، تامل میکنند، تصمیم میگیرند و عمل میکند و برای اعمالشان پاداش میگیرد. باریکتان در فرایند بازی کاملاً جذب و غرق میشود .روشن و طبیعی است که تجارب مکرری که بازیکنان از موقعیتهای بهاصطلاح زندگی دیجیتال با مضمونهای مختلف دارند بر روح و شخصیت آنها تأثیر ماندگار خواهد گذاشت. زیرا تکرار عمل همراه با هیجانات تاثیر ماندگاری بر روان افراد باقی می گذارد. به همین سبب است که حساسیتهایی نهچندان قدرتمند درباره کیفیت بازیها در جهان وجود دارد و محافل آكادميك هم دقت نظرهايي قابلتوجهی نسبت به اين امر داشتهاند .
همه اميد داریم که تجارب و فرصتهای بازیهای دیجیتال باید به پرورش فضایل اخلاقی و توانمندیهای منشی کودکان و نوجوانان کمک کند يا حداقل تخریبکننده توانمندهاي اخلاقي كودكان و مانع شکلگیری آنها نبايد بشوند. اما گویی چنین نیست باوجوداین گرایش، نگرانیهای قابلتأملی وجود دارد ازجمله این نگرانیها که در منابع علمی هم فراوان به چشم میشود. تأثیرات منفی این بازیها بر پای بندی و تعهدات اخلاقی کودکان و نوجوانان است که مشتریان پروپاقرص این بازیها هستند. بررسیها نشان میدهد که این بازیها به توسعه سازوکارهای قطع ارتباط اخلاقی در شخصیت کودکان و نوجوانان منجر میشود. بازیهای دیجیتال بهعنوان شبیهسازهای قدرتمند برای تمرین و تجربه قطع ارتباط اخلاقی عمل میکند. بهویژه بازیهای که خشونت، خیانت، فریبکاری، رقابت غیراصولی و بیحدومرز ، نقص هنجارها و اولویت یافتن تحقق اهداف بازیکن، بخش اصلی ساختار بازی محسوب میشود . این تجارب بهمرور و بهطور ساختاریافته و روشمند سازو کارهای قطع ارتباط اخلاقی را بازیکن فعال میکند . بماند اینکه حدسهایی هم زده میشود که سازوکارهای قطع ارتباط اخلاقی به اخلاق زدایی فردی نیز میتواند منجر شود. قطع ارتباط اخلاقی یک فرایند شناختی است که در آن یک فرد به خود اجازه میدهد استانداردهای اخلاقی خود را بهطور موقت کنار گذاشته تا بتواند دست به اعمال غیراخلاقی و مخرب بزند . وقتی در یک بازی خشن بازیکن دشمن خود را حیوان یا زامبی تلقی میکند به خود مجوز رفتار غیراخلاقی با آنها میدهد. اخلاق زدایی هم یک سازوکار روانی است که در آن فرد یا افراد جامعه بهمرور اعتقاد و باور خود را به ارزشهای اخلاقی ازدستداده و به این نتیجه میرسد که پای بندی به اخلاق او را در زندگی ناموفق کرده است . با این فرض و با استناد به برخي شواهد پژوهشي میتوان نتیجه گرفت که محیط بازیهای اینچنین دیجیتال با ویژگیهای فوق محیطی اخلاق زدا و فرصتی برای تمرین رذایل است یعنی این تجارب در محیطهای مجازی و فانتزی صورت میگیرد میتواند به محیطهای واقعی سرریز کند. هرچند در مقابل اين ديدگاه سرریز شدن تجارب به محیطهای واقعي مخالفانی هم وجود دارد . مخالفان بر این باورند که کودکان و نوجوانان منطق فانتزی و خیالی این بازیها را میفهمند. این فهم مانع سرریز کردن رفتارها به محیط واقعی میشود. اما واقعیت این است که هزاران سال است که اخلاق مداران و ادیبان جهان با ایجاد فضای فانتزی مانند داستان و افسانه تلاش کردهاند که ارزشهای اخلاقی را در شخصیت کودکان و نوجوانان پرورش دهند. امروزه یک باور عمیق حتی در محیطهای علمی وجود دارد كه در آن بر تأثیرگذاری داستانها بر توسعه اخلاقی کودکان و نوجوانان تأکید دارد . از مخالفان سرریز كردن تجارب زندگي
ديجيتال به فضاي واقعي میتوان پرسيد چگونه است كه فضای فانتزی داستانها بر توسعه اخلاقی کودکان تأثیرگذار اما فضای فانتزی و تخیلی بازیهای دیجیتال خیر. درحالیکه بین داستان و فیلم از یکسو و بازیهای دیجیتال از سوی دیگر یک تفاوت عمیق وجود دارد و آن تعامل و درگیری عمیق بازيكنان در اینگونه بازیهاست . درگيري در اين بازیهای بهگونهای هستند که بهشدت بازیکن را غرق در خود پیوسته فعال نگه میدارد. اگر گونههایی از بازیهای دیجیتال که ویژگیهایش در بالا ذكر شد بسیار فراوان و در دسترس هم هستند چنین تأثیرات مورداشاره را در پی داشته باشند تردیدی نباید داشت که بر اساس اصل مهم اولویت مصالح تربیتی در حاکمیتها و دولتهای جوامع حساسیت نسبت به این بازیها بايد افزایشیافته و مراقبتهای بیشتری در این خصوص صورت پذیرد اگر دولتها و جوامع به این نتیجه رسیدند که برای مراقبت از سلامت جسمانی شهروندان استانداردهای سختگیرانه غذا و دارو را گسترش دهند. نسبت به آلودگی هوا و زمین دغدغهمند باشند و برای محافظت از جسم کودکان، فروش سیگار و الکل به آنان دسترسی به تجارب آسیبزا مانند پورنها را ممنوع کنند، امروز باید به این پرسش جدی پاسخ دهند که برای محافظت از شخصیت و فضیلت اخلاقی کودکان در برابر رسانهای که بهطور سیستماتیک سازو کارهای توجیه رفتارهای غیراخلاقی (قطع ارتباط اخلاقی) را تمرین میدهد، و بهاحتمال به اخلاق زدایی فردی و جمعی دامن میزند چه باید کرد؟
پرسشی که باید اندیشمندان و دغدغهمندان با حساسیت بالا به آن پاسخ دهند.اما در این مجال کوتاه چند پیشنهاد برای مواجه با این خطرات اجتماعی قابلطرح است.پیشنهاد لزوماً سانسور کردن و ایجاد بازار سیاه و قاچاق نیست، بلکه شفاف سازی دقیقتر است. همانطور که روی یک بسته چیپس، میزان کالری، چربی و نمک آن را با عدد و رقم مینویسند و روي بستههای سيگار از آثار كشنده آن به مصرفکننده خبر میدهند تا مصرفکننده آگاهانه انتخاب کند. همچنین در رسانههای جمعی درباره آسیبهای این مواد غذایی هشدار داده و اطلاعرسانی میکنند، روی یک بازی نیز باید بهطور شفاف و جدیتر توضیح داده شود:تا روشن شود چه رذیلتهایی در بازی بهعنوان بخشی از جریان بازی است . این بازی چه خطرات تربیتی ممکنی را میتواند در پی داشته باشد. دیگر این که والدین باید آموزشها و آگاهی های. لازم در این فقره تربیتی از منابع و مراجع معتبر دریافت دارند تا مهار ها و مراقبت های شایسته و بایسته ای بر این دسترسی ها اعمال کنند..
نخستین انتشار در کانال تلگرام حکمت تربیت