گزارشی تحلیلی از آیین‌نامهٔ تازهٔ ارزشیابی کیفی توصیفی
ارزشیابی کیفی توصیفی

گزارشی تحلیلی از آیین‌نامهٔ تازهٔ ارزشیابی کیفی توصیفی

سلام. اخیرا در شورای عالی آموزش و پرورش آیین نامه ارزشیابی کیفی توصیفی مطرح شده است. رياست پژوهشگاه مطالعات آموزش و پرورش از من خواستند كه گزارش تحليلي از اين آئين نامه تهيه نمايم تا در جريان بررسي آن در صحن شوراي عالي آموزش و پرورش مورد استفاده قرار گيرد. در دادامه چكيده اي از اين گزارش تحيلي را تقديم مي كنم.

چكيده گزارش تحليلي از آئين نامه پيشنهادي ارزشيابي كيفي توصيفي معاونت آموزش ابتدايي به شواري عالي آموزش و پرورش

این گزارش به تحلیل آیین‌نامه پیشنهادی ارزشیابی کیفی-توصیفی می‌پردازد که توسط معاونت آموزش ابتدایی تهیه و به شورای عالی آموزش‌وپرورش ارائه‌شده است. گزارش حاضر با روش توصیفی-تحلیلی و با در نظرگیری عناصر کلیدی نه‌گانه یک نظام ارزشیابی و همچنین انطباق با اسناد بالادستی و رویکردهای نوین جهانی انجام‌شده است. آئین‌نامه پیشنهادی ازلحاظ نظری، گامی بلند و روبه‌جلو محسوب می‌شود. مهم‌ترین نقطه قوت آن، اتخاذ یک راهبرد ترکیبی‌ای سه رویکرد اصلی ارزشیابی پیشرفت تحصیلی است:

1- ارزشیابی از یادگیری: با هدف اطمینان از تحقق اهداف یادگیری و تصمیم‌گیری برای ارتقای پایه که در موادی مانند تعیین شرایط ارتقا (ماده ۴) و استفاده از «سطوح عملکرد» (ماده ۳) متجلی شده است.

2- ارزشیابی برای یادگیری: با هدف بهبود مستمر فرآیند یاددهی-یادگیری از طریق بازخوردهای توصیفی، شناسایی نیازها و اجرای مداخلات آموزشی که در تعریف ارزشیابی و اهداف کلی (ماده ۱) بر آن تأکید شده است.

3- ارزشیابی به‌عنوان یادگیری: با هدف توسعه مسئولیت‌پذیری و خود راهبری در دانش‌آموز که در اصول حاکم (مصوبه ۷۱۳ شورا) به «خودسنجی» اشاره‌شده است.

این نگاه ترکیبی، آیین‌نامه را با مبانی سند تحول بنیادین و برنامه درسی ملی همسو کرده و آن را در زمره الگوهای پیشرفته ارزشیابی قرار می‌دهد. از دیگر نقاط قوت می‌توان به تأکید بر تنوع ابزارهای جمع‌آوری شواهد (مشاهده، آزمون، پوشه کار، پروژه و…)، توجه به محیط یادگیری حمایتگر و در نظرگیری نقش تخصصی شورای مدرسه در تصمیم‌گیری برای موارد خاص ارتقای پایه اشاره کرد.

بااین‌حال، تحلیل حاکی از عدم توازن جدی در اجرای این راهبرد ترکیبی است. به‌وضوح رویکرد «ارزشیابی از یادگیری» در آن غلبه دارد و بخش عمده مواد آیین‌نامه (از ماده ۳ به بعد) به سازوکارهای گزارش دهی پایانی، سطوح عملکرد و ارتقای پایه اختصاص‌یافته است. در مقابل، رویکردهای «ارزشیابی برای یادگیری» و «ارزشیابی به‌عنوان یادگیری» به حاشیه رانده‌شده‌اند. این عدم توازن در چند محور اصلی خود را نشان می‌دهد:

ابهام در سازوکار پیوند ارزشیابی با چرخه یاددهی-یادگیری: اگرچه به بازخورد اشاره‌شده، اما چگونگی ارائه بازخوردهای فرایندیِ توصیفی و هدایت‌گر به‌صورت عملیاتی تبیین نشده است.

معضل روش‌شناختی ترکیب شواهد: وجود «آزمون هماهنگ منطقه‌ای» در پایه ششم (تبصره ۲ ماده ۲) به‌عنوان یک سنجش کمی و پایانی، با فلسفه کیفی-توصیفی در تضاد است و سازوکار روشنی برای تلفیق این شواهد کمی با شواهد کیفی فرآیندی پیش‌بینی‌نشده است.

کم‌رنگ بودن رویکرد مشارکتی: نقش دانش‌آموز (خودسنجی)، همتایان (همتا سنجی) و اولیاء به‌عنوان عوامل ارزشیابی به‌وضوح و صراحت لازم توسعه‌نیافته است.

خطر صوری شدن و افزایش بار اداری: تمرکز زیاد بر مستندسازی و گزارش دهی پایانی، بدون تقویت مؤلفه زنده و پویای ارزشیابی در بطن کلاس درس، می‌تواند منجر به ارزشیابی بوروکراتیک و عاری از اثرگذاری عمیق بر یادگیری شود.

درنتیجه، آیین‌نامه پیشنهادی باوجود پشتوانه نظری قوی و جهت‌گیری ترکیبی مطلوب، به دلیل عدم توازن در اجرا، شفاف نبودن سازوکارهای کلیدی و غلبه نگاه پایانی و سنجشی، در معرض تهدید تبدیل‌شدن به یک فرآیند پیچیده و کم اثر است.

پیشنهاد نهایی این است که پیش از تصویب نهایی، بازنگری اساسی با هدف برقراری توازن بین سه رویکرد ارزشیابی، حذف یا تغییر کارکرد آزمون هماهنگ، تدوین راهنمای اجرایی شفاف برای بازخورد فرایندی، تحلیل شواهد و ارزشیابی مشارکتی و تصریح جدایی ارزشیابی پیشرفت تحصیلی از ارزشیابی نظام آموزشی انجام پذیرد. بدون این اصلاحات، این آیین‌نامه نمی‌تواند آرمان تحول در ارزشیابی دوره ابتدایی را محقق سازد؛ اما مهم‌تر از همه صورت‌بندی یک چهارچوب نظری از الگوی مطلوب ارزشیابی پیشرفت تحصیلی با راهبرد ترکیبی از سه رویکرد ارزشیابی از برای و به‌مثابه یادگیری است که مبنای تدوین آئین‌نامه و تدوین یک شیوه‌نامه برای مجریان یک ضرورت اجتناب‌ناپذیر است.

نخستین انتشار در کانال تلگرام حکمت تربیت

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی رایانامهٔ شما منتشر نمی‌شود. دیدگاه‌ها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.