
پداگوژی و فقه
محمد حسنی / عضو هیئت علمی پژوهشگاه مطالعات آموزش و پرورش
این روزها انتشار اظهار نظر ایت الهی سبحانی و ایت الله حسینی بوشهری در خصوص بخشنامه و شیوه نامه حذف مشق شب و جایگزینی آن با تکالیف مهارت محور واکنشهای متفاوتی را بر انگیخته است. مهم ترازهمه که این اظهارت همزمان شده است با ملاقات انجمن ناشران کتاب های کمک آموزشی با ایشان. از این رو هرکسی از جنبه ای به تحلیل این رویداد دست زده است.
اما منظر تحلیل من از این اظهارات به گونه ای دیگر و از زوایه دیگری ست. این اظهار نظرهای حضرات و اساسا مساله تکلیف شب در زمینه گسترده دانش پداگوژی ( دانش یاددهی یادگیری) قرار می گیرد . دانشی که خود پیشینه بسیار قوی در بین تمدنهای گذشته و جوامع کنونی دارد . از مباحث سقراطی گرفته تا اثاری که دانشمندان مسلمان مانند ابن سحنون( اداب متعلمین) ، قابسی( الرسالة المفصلةلاحوال المعلمین و المتعلمین ) زرنوجی( تعلیم متعلم طریق التعلیم ) جاحظ( کتاب معلمین) بدرالدین جماعه ( تذکره السامع و المتکلم فی ادب العالم و المتعلم)خواجه نصیر طوسی( اداب المتعلمین) ، شهید ثانی( منیه المرید فی اداب المفید و المستفید) و.. .در باره اداب و روشهای تعلیم و تعلم نوشته اند تا مباحث بسیار پیچیده امروزی که به یاری دانشهای تجربی رواشناسی و جامعه شناسی و زیست شناسی در این حوزه طرح و بحث شده است.
پیچیدگی مباحث پداگوژی امروزه بسیار بسیار بیشتر از دانش پداگوژی سنتی شده است . حتی شاید مسامحتاً بتوان گفت مقایسه وسعت و عمق آن دو قیاس مع الفارق باشد. پداگوژی دانشی هنجاری( مجموعه ای از گزاره های تجویزی برای هدایت عمل تربیت) است که بخشی از آن به تجربه زیسته مربی وابسته است یعنی تجربه یاددهی یاگیری به خودی خود دانشی ضمنی و درکی شهودی هم از چگونگی یاددهی یادگیری به دست می دهد.به همین دلیل برخی برای این دانش وجه هنری نیز در نظر می گیرند به هر حال حضرت ایت الله سبحانی و ایت الله حسینی بوشهری به عنوان یک حوزوی، سالهای سال به تعلیم و تعلم در حوزه های علمیه مشغول بوده اند و این تجربه مستمر دانشی ضمنی در فضای پداگوژی سنتی حوزوی برای ایشان فراهم کرده است . فضای حوزه علمیه صرف نظر از کارکردهای دیگرش یک فضای تعلیمی است و خود دارای ذخیره ای از تجارب پداگوژیکی است و به بیانی دارای پداگوژی خاص خود است که شامل الگوها و روشهای تعلیمی ویژه ای مانند : املا و تقریر، بحث و مجادله ، مباحثه ، رابطه استادی شاگردی ، اجازه و مانند اینها ست.
اما صرف نظر از این نسبتی که بین دانش پداگوژی و تجربه شخصیِ فقیهی چون ایت الله سبحانی وجود دارد این پرسش مطرح می شود که رابطه دانش پداگوژی با فقه و مقام افتا چیست ؟ ایا فتوا دادن در این حوزه دانش بشری موضوعیت دارد یا نه . ایا فقه باید برای همه ابعاد خرد و کلان و زوایای آن ( مثلا ضرورت تکلیف شب یا عدم ضرورت آن و روشهای بهتر یادگیری و یاددهی )تعیین تکلیف کند یا این که پاسخ این مسایل حوزه معرفتی پداگوژی به عقل و تجربه بشری واگذار شده است همچنانکه امروزه مباحث بسیار پردامنه ، عمیق و پیچیده ای در باب تکلیف درسی و فعالیت یادگیری وجود دارد . یا این که بین این دو عرصه معرفتی رابطه پیچیده تری وجود دارد. بالجمله، پاسخ من به این پرسش چنین است که مباحث پداگوژیکی به بیان شهید صدر در منطقه الفراغ قرار می گیرد . منطقه ای از مسایل و موضوعات حیات بشری که شرع مقدس برای آن تعیین تکلیف مشخصی نکرده ( مگر در موارد خاص که پای تعیین حلال و حرام در آن پیش می آید)و آن را به عقل بشری و تجربه ارجاع داده است. حتی اگر هم در منابع اسلامی شواهدی دال بر این موضوع باشد از حیث ارشادی قابل توجه است نه از حیث تکلیفی و تعیین حرام و حلال پداگوژیکی. این شواهد می توان برای اندیشمندان و فعالان حوزه پداگوژی الهام بخش باشد. البته بر این مدعا تبصره ای باید اضافه کرد. دانش پداگوژی ماهیتاً دانشی تجویزی است و لذا ساختار گزاره های آن ساختار بایدی و هنجاری دارند. هم چنین بخشی از این دانش پداگوژی با حقوق دانش آموزان ارتباط پیدا می کند از این رو از این منظر، فقه می تواند در تنظیم و صورت بندی برخی قواعد و هنجارهای پداگوژیکی کمک نماید. یا بهتر است چنین گفته شود همچنانکه زیست شناسی و روانشناسی و جامعه شناسی به عنوان دانش های تجربی می توانند به صورت بندی برخی هنجارهای پداگوژیکی بینجامد برخی یافته های فقهی هم می تواند در صورت بندی هنجارهای پداگوژیکی مورد استفاده قرار گیرد. شاید از این منظر, مباحث جدیدی که تحت عنوان" فقه التربیه" در سالهای اخیرا در جامعه تعلیم و تربیت کشور مطرح شده است قابل فهم باشد
نخستین انتشار در کانال تلگرام حکمت تربیت