معلم به مثابه میزبان در موقعیت های یادگیری
مدرسه و برنامهٔ درسی

معلم به مثابه میزبان در موقعیت های یادگیری

امروز فیلم زیبایی دیدم که عنوانش" سیرکل" یا "دایره" بود . در این فیلم ایده ایجاد مسیولیت همگانی بین آحاد بشریت را از طریق نظارت و‌کنترل بیرونی ( دوربین های بی شمار تعبیه شده در سراسر گیتی یا در دست انسانهایی که عضو یک شبکه جهانی هستند ) یا فناوری ارتباطات و اطلاعات به نقد و واکاوی می گذارد. تشیکلاتی به نام سیرکل سازو کاری را با استفاده از فناوری ارتباطات ایجاد می کند که پوشش گسترده همگانی بر زندگی همه انسانها را به دست می اورد. به ظاهر تلاش بر این بوده است تا با گسترش این کنترل همگانی بیرونی از انحراف و خطا های انسانها جلوگیری کند. اما در پس این پرده قصد دیگری هم در کار است این موفقیت به معنای کم کردن دایره حریم خصوصی انسانها است. وضعیت ایجاد شده توسط تشکیلات یاد شده می تواند یک بیان از تهدیدات توسعه بی حد و مرز فناوری ارتباطات باشد. که صاحبان این فناوریها می توانند بر کلیت هستی بشر نیز سلطه پیدا کنند از ناحیه ان بر همه ابعاد هستی بشر نفوذ کنند. هر چند این فیلم به صورت نوید بخشی به پایان می‌رسد. اما چشم اندازی به نوعی استعمار فرا مدرن را به تصویر کشیده است که در ان پای کشوری در میان نیست بلکه یک قدرت فراملیتی سایبری دستش در کار است. به نظر می رسد این روزها هوش مصنوعی نشان داده است که این چشم انداز را ممکن تر کرده است. زیرا در سال ساخت فیلم سیرکل یعنی ۲۰۱۷ هوش مصنوعی این گونه پیشرفت شگفت انگیزی نکرده بود. پیشرفتش امروزه تا حدی است که این هوش می تواند از خود فرد به خودش اگاه تر باشد. تمامی علایق سلایق ظرفیت‌ها حتی تمایلات و نیت‌های فرد در چنگ اورد و برایش بهترین تصمیم‌ها را بگیرد. یعنی خصوصی‌ترین داشته های فرد را مالک شود‌ این در واقع سلطه ای ژرف بر تمامیت هستی افراد است که تا کنون بشر ان را در این ژرفا و هولناکی تجربه نکرده است. چنین چشم اندازی به آینده به معنی اضمحلال انسانیت است.

دیروز در ملاقاتی که با دکتر مقامی عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی داشتم. با وی گفتکو کوتاهی در باره بازی وار سازی کردم. در این گفتگو اشاره به مضمونی شد که برایم بسیار جالب بود. هرچند ایشان در بستر بازی وارسازی به این مضمون اشاره کردند . اما مفهوم بسیار غنی است و قابلیت توسعه دارد. ایشان گفتند که در اشکالی از بازی وارسازی، معلم نقش میزبان را دارد و در واقع پذیرای دانش‌آموزان است و نقش آموزشی مستقیم ندارد. اساسا قصد مداخله آشکار ندارد. بر این اساس معلم صرفا زمینه و فرصتی برای تجارب سازنده فراهم کرده است و میزبان دانش‌آموزان در آن فرصت فراهم شده برای بازی است. مداخله او در فعالیت‌های یادگیری یا بازی‌های پیش بینی شده حداقلی است. مانند دولت حداقلی که مداخلاتش در امور عمومی جامعه بیشتر جنبه سلبی دارد؛ یعنی از تحقق حقوق شهروندان مراقبت می کند تا حقی از کسی ضایع نشود. شهروندان به اقتضای موقعیت‌های مختلف زندگی اجتماعی با همدیگر تعامل دارند.

این معنا از یک منظر می تواند به توسعه و تعمیق نقش معلم و سازگاری با اقتضائات عصر توسعه فناوری ارتباطات و اطلاعات منجر شود. به نظر می‌رسد انحصار و تمرکز نقش معلم در فعالیت تدریس با اقتضائات تحولات انقلابی در فناوری اطلاعات از جمله هوش مصنوعی تناسب نخواهد داشت. شواهد حاکی از آن است که هوش مصنوعی می‌تواند نقش آموزشی را تا حدی و به خوبی ایفا کند به نظر من در تبیین نقش معلم در عصر حاضر باید از تدریس کردن به سمت منتورینگ حرکت کنیم. نقش منتوریگ را می توان عجالتا به مرشدی ترجمه نمود. مراد من از مرشد با مفهوم عرفانی آن متفاوت است معلم مرشد، رشد دهنده همه جانبه دانش‌آموز است. یکی از ابعاد و جنبه های این نقش همین میزبانی است‌. که همانا فراهم کردن فرصت، بستر و دعوت از دانش‌آموزان برای بهرگیری از فرصت است که یکی از لوازم آن کاهش و به حداقل رساندن مداخلات وی در فعالیت‌های یادگیری است.

نخستین انتشار در کانال تلگرام حکمت تربیت

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی رایانامهٔ شما منتشر نمی‌شود. دیدگاه‌ها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.