
نقدی بر طراحی درس بر پایهٔ الگوی رفتارگرایی
از بحث گذشته چنین برمی آید که طرح درس طبق الگوی رفتار گرایی .طراحی درس بر اساس سلسله ای از اهداف جزیی است که هریک از این اهداف جزیی با گامهای سه گانه تدریس ، یادگیری و ارزشیابی محقق می شود. فرایند اول و سوم ان با محوریت معلم و فرایند دوم با محوریت دانش آموز انجام می گیرد. در واقع این الگویی بود که بلوم (همان طراح طبقه بندی هدفهای آموزشی به حیطه های سه گانه )مطرح کرد . این نوع ارزشیابی را ارزشیابی تکوینی هم می گویند یعنی وقتی اهداف جزیی با گامهای سه گانه تدریس یادگیری و ارزشیابی دنبال می گردد. ارزشیابی در تکوین یا شکل گرفتن هدف اصلی یا کلی درس نقش ایفا کرده است.این همان اصل شکل دادن (shaping) به رفتار است که در نظریه اسکینر جایگاه خاصی داشته است. این نوع ارزشیابی با وجود همراهی در مسیر یادگیری . باز هم حلقه پایانی است و در بعد از تدریس و یادگیری ( پایان )انجام می گیرد. اگرچه یک پایان کوچک. می خواهم بگویم اصل و اساس ارزشیابی تکوینی به نظریه رفتار گرایی بر می گردد. هرچند ممکن است در سالهای اخیر باز تعریفی از آن صورت گرفته باشد. طراحی درس بر اساس این دیدگاه روانشناختی نوع خاصی از طراحی درس است. این الگوی طراحی درس یک رابطه مکانیکی بین سه فرایند تدریس و یادگیری و ارزشیابی در نظر می گیرد. از رو در الگوی طراحی درس از معلم خواسته می شود ابتدا اهداف رفتاری ریز وجزیی را دقیقا مشخص کند و برای گامهای تدریس، و ارزشیابی برنامه ریزی نماید. این الگوی طراحی درس انقدر مکانیکی است که در آمریکا در خلال سالهای شصت و هفتاد میلادی ماشین های یادگیری را طراحی کرده بودند که با الگوی آموزش برنامه ای (programmed instruction ) بسیاری از دروس را به دانش آموزان آموزش گام به گام می داد.( تدریس – ارزشیابی ). اگر دقت کنید هنوز هم الگوی طرح درس با چنین ساختاری پیشنهاد می شود. ریشه در این اندیشه ها دارد.
اما نظریه های جدید یادگیری چنین رابطه ای مکانیکی را بین این فرانیدها با عنوان گامها و مراحله طرح درس( تدریس/ یادگیری/ ارزشیابی ) در نظر نمی گیرند. در دیدگاه های جدید ارزشیابی نه گام پایانی بلکه واسطه بین دو فرایند تدریس و یادگیری در نظر گرفته می شود. این نقش واسطه ای و پیوند دهنده، ارزشیابی را نه مرحله پایانی طرح درس بلکه محور و همراه دو فرایند تدریس و یادگیری تلقی می کنند.رابطه بین این فرایندها رابطه مکانیکی و مرحله ای نیست بلکه یک رابطه تعاملی و ارگانیک است. خوب اگر یک معلم چرخشی از اندیشه رفتار گرایی به سمت اندیشه شناخت گرایی داشته باشد و به این درک و فهم رسیده باشد که انچه در صحنه کلاس رخ می دهد سه گام مستقل و از پی هم ( خطی)نیستند بلکه سه فرایند متعامل و در هم تنیده هستند. پرسشی این گونه مطرح می شود که طراحی درس با این طرز فکر جدید چگونه طرح درسی خواهد بود. دوستان حاضر در کارگاه ارزشیابی کیفی توصیفی شهریور ماه شیراز در جلسه پایانی با این پرسش چالشی داشتند و اقدام به تدوین الگوی طراحی درس با نگاه جدید به ارزشیابی کردند. بیشتر انها به این نکته رسیدند که الگوی مطلوب یک الگوی چرخشی است نه خطی . که در هسته مرکزی آن ارزشیابی قرار می گیرد. تمامی اقدامات و جریاناتی که معلم هدایت گر آن است با ارزشیابی به پیش می رود. تعیین هدف ، اجرای فعالیت های یادگیری ، طراحی فعالیت های ترمیمی و .. همه به نوعی با ارزشیابی مرتبط می شوند. این نوع ارزشیابی با نقش پیوند دهنده بین دو فرایند یاددهی و یادگیری دیگر ارزشیابی تکوینی نیست و باید ان را نام دیگر نهاد . من در اثار خودم مسامحتا و برای تقریب به ذهن مخاطبان از این مفهوم بهره جسته ام . اما با این توضیحات روشن می شود . در واقع امر این نوع ارزشیابی ماهیتی دیگری دارد. و لذا نام دیگر.
نخستین انتشار در کانال تلگرام حکمت تربیت