ریشهٔ مشکلات ارزشیابی کیفی توصیفی؛ فهم ناقص کارگزاران
ارزشیابی کیفی توصیفی

ریشهٔ مشکلات ارزشیابی کیفی توصیفی؛ فهم ناقص کارگزاران

به نظر می رسد مادرِ مشکلات جاری بر سر راه استقرار شایسته برنامه ارزشیابی کیفی توصیفی، درک و فهم دقیق و درست معلمان به طور خاص و کارگزاران به طور عام از این الگوی ارزشیابی است. دانشمندانی که درباره اشاعه نواوری ها در نظام های آموزشی تحقیق و پژوهش کرده اند بر این باورند که درک و فهم کارگزاران هر نظام آموزشی ازنوآوری، شرط اساسي و پایه ای گسترش هر برنامه و طرح جدید است. هر چه این نواوری جنبه ذهنی و فکری بیشتری داشته باشد، گسترش و اشاعه ان نیاز بیشتری به درک و فهم عاملان و کارگزاران دارد. به عبارت دیگر وقتی یک نواوری جنبه ذهنی و فکری آن از جنبه سخت افزاری و عملی اش بیشتر باشد درک و فهم عاملان نقش حیاتی تری برای استقرار آن دارد. ارزشیابی کیفی توصیفی به سبب ویژگی خاصش واجد جنبه ذهنی بیشتری است.از این رو ، این الگوی ارزشیابی نیازمند درک و فهم عمیق و دقیق عاملان و کارگزاران از چیستی و ماهیتش است.

واقع امر این است که تلاش های بسیاری برای توسعه و گسترش الگوي ارزشیابی کیفی توصیفی صورت گرفته است اما این تلاشها متمرکز بر آموزش صرف چگونگی اجرای از طریق دستور العمل های جزیی و گاه پراکنده بوده است نه توسعة فهم جامع نسبت به ماهیت و چیستی ارزشیابی کیفی توصیفی یا ضرورت های روی اوردن به آن. در حالی که اگر این درک جامع از چیستی ارزشیابی کیفی توصیفی نباشد آن دستور العملهای پراکنده جز به آشفتگی ذهنی نخواهد انجامید.

البته از یک نگاه ،این وضعیت طبیعی هم هست که استقرار این الگوی ارزشیابی روی چگونگی اجرایی آن متمرکز باشد. منظورم از طبیعی بودن این است که طبق عرف و عادت نظام آموزشی براي توسعه دانش کارگزاران درباره یک طرح و برنامه جدید بر روی چگونگی آن تمرکز پیدا کنند. اما ماهیت وچیستی این الگوی ارزشیابی پیشرفت تحصیلی مغفول یا در حاشیه قرار گرفته است کارگاه های آموزشی و جلسات سخنرانی بحث و گفتگوی واقعی و مجازی در شبکه های اجتماعی هم عموماً بر همین منوال بوده است. يعني عموماً در فرايند اشاعه اين الگوي ارزشيابي يك نقصي در كار بوده است

نخستین انتشار در کانال تلگرام حکمت تربیت

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی رایانامهٔ شما منتشر نمی‌شود. دیدگاه‌ها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.