
در پاسخ به یادداشتی دربارهٔ ارزشیابی کیفی توصیفی
سلام و درود بر شما جناب امینی عزیز خوب به یادتان دارم که مشغول اماده کردن یک فیلم مستند برای ارزشیابی کیفی توصیفی بودید که تغییرات مدیرتی ان را اغما برد هنوز هم در همان حالاست . باید در اینجا از خانم کردی بایت این یادداشت تشکر بکنم که جسارت نقد و نوشتن را داشته اند و سخنانش را منتشر کرده است. به نظر می رسد برخی از مشکلات فهرست شده در این یادداشت بجاست و متاسفانه بعد از حدود چهارده سال از ایجاد و گسترش الگوی ارزشیابی کیفی توصیفی هنوز بدنه در شک و تردید بهت برانگیری به سر می برد . من هم چنین این یادداشت را حاوی برخی بد فهمی هایی می دانم که در ذهن بسیاری از همکاران رسوخ کرده است . مجال ان ندارم که به همه انها بپردازم اما برای نمونه اشاره می کنم که در ادبیات ارزشیابی های جدید بارم بندی وجود ندارد رتبه ها ی مورد نظر در این ارزشیابی هم در واقع سطوح تحقق اهداف اصلی درس هستند . در این الگو مانند رویکرد رفتار گرایی به تمام اهداف جزیی پرداخته نمی شود توجه به این اهداف در فرایند تدریس و یادگیری و بازخوردهای مستمری است که به دانش اموزان داده می شود . معلم با استفاده از شواهدی که در فرایند گرداوری کرده است تلاش می کند در باره سطوح تحقق هریک از اهداف درس تصمیم گیری نماید و ان را به والدین اعلام کند انچه مهم است درک این معناست که در فرایند باید تکلیف مشکلات یادگیری مشخص شود. نه در پایان کار یادگیری ان سخن بدان معناست که بازخورد های فرایندی ارزش محوری و اساسی دارد نه بازخورد پایانی. بازخورد پایانی یعنی ارائه گزارش پیشرفت و در واقع ارائه عملکرد سالانه دانش آموز است. رویکرد ترمیمی ارزشیابی کیفی توصیفی به ندرت فهمیده شده و در در نقشه یاددهی یادگیری کلاسی جایی باز کرده است . این هسته اصلی بد فهمی های است که از این الگو وجود دارد نکته بعد این رویکرد اصلی این الگوی ارزشیابی حذف موانع استرس زای یادگیری از کلاس درس و ایجاد فرهنگ مسئولیت پذیری فردی و گروهی برای یادگیری است علت استفاده از خود سنجی و همسال سنجی هم همین است . اگر می گوییم رقابت کم شود یا زمینه های رقابت استرس اور برچیده شود به همین دلیل است . اگر می گوییم که نمره برداشته شود برا ی این است که زمینه های مقایسه برداشته شود. و بچه ها نگران این مقایسه بی نتیجه نباشند و با میل و علاقه و مسئولیت درس بخوانند و به همدیگرکمک بکنند . به کار بردن اصطلاح "فاجعه عمیق "برای این طرح کمی غیر منصفانه است . باید از خانم کردی بپرسم مگر حالا که در دوره های متوسطه اول و دوم هنوز نمره و امتحان و بارم بندی و قس علی هذا وجود دارد تست و کنکور سلطه دارد کیفیت یادگیری دانش آموزان درخشان است. ایا وضعیت یادگیری بدتر از این دوره ابتدایی نیست. بله انتظار بود که اجرای درست این الگو موجب بهبود یادگیری شود . اما مشخص است که ماهیت و جوهر این الگو که همان ترمیم مستمر یادگیری در فرایند است به خوبی فهمیده نشده است پس وقتی این معنا فهم نشده است نباید انتظار بهبود معجزه آسا داشته باشیم اما شواهد علمی و تجربی برای این معنا وجود ندارد که این الگو موجب افت شده باشد . حداقل وضع را بدتر نکرده است.افتی که در یادگیری در کل نظام اموزشی وجود دارد یک پدیده منتشر در کل دوره های ابتدایی و متوسطه اموزشی است و این پدیده دلایل جامعه شناختی و فرهنگی دارد نه ارزشیابی کیفی توصیفی . توجه به این دلایل در این مجال نمی گنجد ز. من این معنا را در مقاله دیوار کوتاه ارزشیابی کیفی توصیفی بیان کرده ام باز هم از خانم کردی برای توجه به ارزشیابی کیفی توصیفی تشکر می کنم . به هر حال این هشدارها شایدچشم خواب الوده برخی از دست اندکاران این الگو را باز کند .
نخستین انتشار در کانال تلگرام حکمت تربیت