
تربیت مدرسهای و سوژه سر به هوا
خروجی تربیت مدرسهای امروزه از مباحث پر چالش در جوامع مختلف است. این که کارکرد مدرسه چیست ؟ جامعه و نظام از مدرسه انتظار چه نوع انسانی را دارد؟ و در عمل چه انسانی از مدرسه خارج می شود؟ پرسشهای مهمی است. به لحاظ نظری مدرسه جدید هدفش تربیت سوژه است؛ یعنی انسان عاملی که در کیفیت زندگی خود و دیگران تاثیر گذار است. اما این پرسش وقتی در زیست بوم ایران معاصر و مدرسه ایرانی طرح میشود پاسخها شنیدنی است. چه انسان عاملی(سوژهای) در نظر و عمل برونداد مدرسه است؟ برخی متفکران نه از کارکرد بلکه از کژکارکردی مدرسه بحث میکنند. طبق نظر برخی سوژه« سربهزیر» و سوژه «مقاوم »از نتایج فرایندهای تربیتی جاری در مدرسه است که به مدد دنبال کردن تفکرات حکومتی در مدارس ظهور و بروز پیدا می کند. سوژه سربهزیر از تعبیرات دکتر فراستخواه است وی اعتقاد دارد هدف حاکمیت از دنبال کردن منویات سیاسی ایدئولوژیک خود در مدرسه و اصرار بر آن، تربیت سوژه سربهزیراست. سوژهای که مطیع و منقاد است و نسبت حقایق اطرافش حساس نیست آنچه از منابع مورد وثوقش دریافت میکند میپذیرد و نسبت به سایر پیامها بدگمان و نامطمئن است. سوژه مقاوم از تعبیرات دکتر نعمت الله فاضلی است. او معتقد است هر چند خروجی مورد نظر نظام تربیت مدرسهای ایران سوژه سربزیر است؛ اما بر خلاف این انتظار و در واقع امر خروجی مدرسه سوژه مقاوم است؛ یعنی در مقام عمل خروجی مدرسه در زیست بوم سیاسی ایران، سوژه مقاوم است. سوژهای که در مقابل سیل پیامهای رسمی در مدرسه مقاومت نشان می دهد. پافشاری و ابرام بر دنبال کردن منویات سیاسی ایدئولوژیک حاکمیت در مدرسه و غفلت از اعتلای اخلاقی آنها موجب تربیت این سوژه می شود. سوژهای که نسبت به پیامهای مثبت و سازنده مدرسه هم بد گمان است و به راحتی نسبت به پیامهای ارسال شده از بیرون از نظام تربیت مدرسهای تمایل نشان میدهد. با وجود این بحثها نگارنده بر این باور است که شاید در باره کژکارکردی مدرسه بتوان از سوژه « سر به هوا» صحبت کرد. سوژهای که قرار بود مطیع و منقاد باشد توانایی های لازم برای زیست در جامعه پر هیاهو و ناهموار را کسب کنداما به دلیل کژکارکردی مدرسه یا اگر منصفانه تر بگویم ضعف مدرسه و فضای فرهنگی کشور نسبت بسیاری از ارزشها بدگمان شده هم چنین غرق در فضای مجازی بوده و در گرباد سهمگین اطلاعات قرار گرفته است و بهراحتی به این سو آن سو میرود به همین سبب عاملیت تاملی در او شکل نگرفته، آماده پذیرش هر ایده و تفکری بدون عاملیت تاملی است. مراد از سر به هوا بودن آرمان گرایی نیست بلکه حواس پرتی از بسیاری از ارزشهای اجتماعی و حقایق زندگی است.
عاملیت در همه انسانها وجود دارد حتی در کودکان؛ اما ان اراده فرد عامل گاه مبسوق به سائق (عواطف و هیجانات، خواستها، تمایلات و هوسناکی) است گاه مسبوق به خرد و تاملی است. انسانها در بین این دو قطب یا حد عاملیت قرار می گیرند. آنهابه صورت طبیعی ارادهاشان مسبوق به سائق است؛ اما در وضع مطلوب عاملیت باید به خرد معطوف شود یا وزنه خرد در آن سنگینی کند. سوژه سر به هوا که از محصولات نظام تربیت مدرسهای است عامیلتش بیشتر ناظر به سوائق است تا خرد. رفتارهای این نسل در فضای مجازی و کنشگری اجتماعی در سالهای اخیر نشان از توسعه سوژه سر به هواست. سوژهای که به راحتی زیر میز میزند وایدهای هم برای چیدن میز ندارد در این شلوغی و هیاهو می پلکد.
اینها همه نشان از آن دارد که نهاد مدرسه در زیست بوم ایران معاصر در وضعیت «مخاطره آمیز » رو به رشدی قرار گرفته است؛ لذا فیه تامل!
نخستین انتشار در کانال تلگرام حکمت تربیت