
تدوین الگوی نظری بومی عدالت تربیتی
تدوين الگوي نظري بومي عدالت تربيتي براي نظام تربيت رسمي و عمومي (تربيت مدرسه اي) براي جمهوري اسلامي ايران.
عدالت توزیعی تربیت مدرسهای از مهمترین چالشهای دنیای معاصر در تمشیت امور نظامهای تربیت مدرسهای در جهان امروز بهحساب میآید. کشورهای مختلف در عین برخی مشترکات به سبب بافتهای مختلف اجتماعی، فرهنگی و سیاسی در مواجهه با این چالش الگوی عدالت توزیعی متفاوتی را دنبال کردهاند. این پژوهش با هدف تدوین الگوی نظری بومی عدالت توزیعی تربيت مدرسهای انجامشده است. برای رسیدن به این هدف ابتدا با بررسی و تحلیل ادبیات مرتبط با عدالت اجتماعی دیدگاه کلی بومی متناسب با بنیادهای فرهنگی و فکری (ديدگاه متفكران مسلمان معاصر) کشور بررسی شد. بر اين اساس الگویي از عدالت اجتماعی بهمثابه مبناي نظری این الگو صورتبندی شد. الگوی ترکیبی عدالت اجتماعی که متشکل از دو اصل برابری (با تأکید بر شباهتهای انسانها) بهعنوان شرط لازم و استحقاق (با تأکید بر تفاوتهای انسانها) بهعنوان شرط کافی خروجی گام اول این پژوهش شد. سپس با بررسي ماهيت تربيت مدرسهای متكي بر برخي مواضع مباني نظري تحول بنيادين در نظام تربيت رسمی و عمومی جمهوري اسلامي ايران، تربيت مدرسهای بهمثابه خير عمومي مشاركتي يا خير كثير واجب براي جامعه معاصر ايران تبيين شد لازم ميآيد اين خير با ترتيبات مناسب عادلانه بين آحاد فرزندان ملت توزيع شود. به عبارت ديگر اين خير يكي از موضوعات يا حوزههايي اجتماعي است كه شامل عدالت اجتماعي میشود. اما از آنجا كه عدالت اجتماعي تابع موضوع نيز هست لازم است براي توزيع این خير به نحو خاص انديشيده شود. در ادامه با مروری بر تجارب جهانی در مناطق مختلف جهان و بررسی دیدگاههای مختلف نسبت به عدالت توزیعی تربیت مدرسهای تحت تأثیر تفکرات فلسفی لیبرالیسم، نولیبرالیسم و دیدگاه انتقادی روشن شد که صرفنظر از دیدگاه نولیبرالیسم در جوهر اندیشههای لیبرالیستی و انتقادی (نومارکسیسم) دیدگاه برابریجویانه در برخورداری افراد جامعه از تربیت مدرسهای تصور و برداشت شایعی از عدالت توزیعی تربیت مدرسهای است. تجارب کشورهای جهان د رمناطق مخلف پنج قاره نیز نشان داد که این برابری خواهی باوجود جريان خصوصیسازی برخاسته از تجربه هژمونی شده تفکرات نولیبرالیستی با تأکید بر دولت حداقلی، از دغدغههای ملل جهان است؛ اما این دغدغه در طول زمان دچار تحول و نوعی تکامل معنایی شده است بهگونهای که دیدگاه برابری از برابری ساده ناظر به توزیع منابع و فرصتها به سمت برابری پیچیده در تكامل بوده است که این فقره اخیر شامل سه مضمون مهم شمولیت، تنوع و کفایت است.
در گام بعد تجارب بومی و ملی چالشهای عدالت توزیعی تربیت مدرسهای در زیستبوم ایران مرور شد. در این مرور روشن شد که چالش اساسی و محوری نابرابری است. باوجودی که در تجربه بیش از یک قرن تربیت مدرسهای در کشور و برابری کمّی در توزیع این خیر اجتماعی، نابرابری کیفی جلوهای برجسته در زیستبوم تربیت مدرسهای در کشور را دارد؛ که این نابرابری با زمینههای اقتصادی، سیاستگذاری در حکمرانی تربیت مدرسهای، زمینههای فرهنگی و حتی مهاجرتی تقویت و تشدید میشود.
آنگاه، تلویحات الگوی ترکیبی عدالت اجتماعي (توزیعی) و تجارب جهانی و چالشهای ملی در خصوص توزیع عادلانه تربیت مدرسهای، الگوی نظری بومی عدالت توزیعی ترکیبی تربیت مدرسهای صورتبندی شد. در این الگو سه وجه برخورداری از تربیت مدرسهای یعنی نخست، دسترسي و ورود به مدرسه (دستیابی) دوم، حضور در مدرسه (درگیری) و سوم، بهرهمندی از مدرسه (دریافت) با سه اصل شمولیت، تنوع و کفایت تلفیق شد؛ و الگوی جامع استخراج گردید که بر اساس آن با اولویت برابری با تکیه بر اصل شمولیت و سپس استحقاق با عنایت به اصل تنوع و بهبود کیفیت با توجه به اصل کفایت، رویههای مناسب (سیاستها) برای توزیع خیر کثیر تربیت مدرسهای و پايش وضعيت عدالت توزيعي تربيت مدرسهای در قالب نشانگرها؛ استخراج گرديد.
نخستین انتشار در کانال تلگرام حکمت تربیت