
من را بزن اما بخند
در سفر پزوهشي ام به استان مركزي( اراك و محلات) گفت و گويي با دانش آموزان دو كلاس داشتم. درفرازي از اين گفت وگو، بحث به سمت روابط معلم و شاگرد كشيده شد. دانش آموزي نقل كرد كه لذت بخش ترين و ماندگار ترين تجربه هايم با معلمي است كه بسيار عبوس جدي و خشك بود روزي در كلاس درس هنگامي كه از كنار صندلي من رد مي شد ناخواسته ارنجش به شكل دردناكي به سرم خورد. معلم عبوس برگشت و با كمال ناباوري به من لبخند زد. تا ان زمان من چهره با لبخند او را در كلاس نديده بودم چقدر زيبا تر به نظر مي رسيد اثرلذت بخش لبخندش تا اعماق وجودم سرك كشيد. اين لذت، درد برخورد آرنجش با سرم را زدود. با خود گفتم كه معلم عزيز مرا بزن اما لبخند بزن.
حكايت مناسبات نادرست درون كلاس بين معلم و شاگرد حكايت مثنوي هفتاد من كاغذ است. برخي از معلمان بر اين باورند كه اقتدارآنها و اعتبار درس و بحثشان به اين است كه وقتي وارد كلاس مي شوند. چيني بر جبين و گرهي بر ابروان بزنند . گويي هرچه تجارب يادگيري سخت تر و همراه با واهمه باشد ماندگار تر و اثر بخش تر است. غافل از اين كه اين نحوه حضور و ظهور در كلاس، زندگي مدرسه اي را به كام دانش اموزان تلخ مي كنند و آنها را از درس و مدرسه گريزان . به نظرم يكي از ضعف هاي جدي در مناسبات انساني در كلاس درس ضعف عنصر اخلاق است . به طور جدي بايد اخلاق حرفه اي آموزش يا اخلاق خرفه اي معلم مورد ملاحظه قرار گيرد. از شايستگي هاي پايه براي ورود معلم به كلاس در شرايط امروزي اخلاق حرفه اي است . عفلت از اين موضوع بسيار نگران كننده است. من بد نيست به مناسبت بحث و اين كه چند روزي بيش تر از عيد بعثت رسول گرامي اسلام (ص) نگذشته است به ايه اي از قران كريم اشاره كنم كه در وصف رسول (ص)بيان شده است. در اين ايه چنين آمده است كه اي رسول ما اگر خلق خوش نداشتي همه از دورت پراكنده مي شدند. از مضمون ايه چنين بر مي آيد كه موفقيت رسول (ص) در ابلاغ پيام و هدايت انسانها به خصوصيات اخلاقي اش بستگي دارد. بنابر اين يك معلم نيز بايد به عنوان شايستگي ضروري و پايه توانايي اخلاقي قوي در برقرا ر كردن مناسبات انساني در كلاس را داشته باشد.
نخستین انتشار در کانال تلگرام حکمت تربیت