
آیا توسعهٔ مدارس غیردولتی باید سیاست آموزش و پرورش باشد؟
براي پاسخ به اين پرسش بايد تكليف سياست خصوصي سازي تربيت مدرسه اي را در زيست بوم تربيت مدرسه اي ايران را كه از سال 1367 آغاز شده است را روشن كنيم . يعني نخست و به عنوان پيشنياز پاسخ به پرسش فوق به پرسش اساسي تر بپردازيم كه آيا خصوصي سازي (نه مشاركت) در زيست بوم تربيت مدرسه اي ايران مناسب است يا نه ؟ به گمان من با توجه به منويات قانون اساسي و روحيه برابري طلبانه جاري در قانون اساسي و انقلاب اسلامي ، پيامدهاي اجتماعي آن در باز توليد اختلاف طبقاتي، افزايش شكاف طبقاتي و انبوهي از دلايل ديگر كه بحث طولاني طلب مي كند، سياست خصوصي سازي تربيت مدرسه اي مناسب ايران نيست. از اين رو توسعه اين مدارس را براي نظام تربيت مدرسه اي ايران نامناسب مي دانم و بر اين باورم كه بهترين سياست براي مواجه با پديده مدارس غير دولتي، كاهش تقاضاي براي اين مدارس از طريق توسعه كيفيت خدمات مدارس دولتي است. همانگونه كه تحصيل در دانشگاه هاي دولتي در مقايسه با غير دولتي در اولويت همه آحاد قرار دارد. حكمرانان تربيت مدرسه اي در شرايط حال و اكنون به گونه اي عمل كند تا اولويت خانواده ها براي تحصيل فرزندانانشان، تحصيل در مدارس دولتي باشد نه غير دولتي. با اين سياست آرام آرام پديده مخرب مدارس غير دولتي مهار مي شود. البته اگر بگذارند؟!
نخستین انتشار در کانال تلگرام حکمت تربیت