در حاشیهٔ رویداد یک کلاس درس در قائم‌شهر
مدرسه و برنامهٔ درسی

در حاشیهٔ رویداد یک کلاس درس در قائم‌شهر

محمد حسنی :عضو هیئت علمی پژوهشگاه مطالعات آموزش و پروش . اخیرا فیلم رویدادی در یک کلاس درس در دبستانی در قائمشهر به شکل شگفت آوری در رسانه ها و شبکه های اجتماعی دست به دست شده و واکنش های رسمی و غیر رسمی بسیاری را بر انگیخته است. ماجرا هم‌خوانی یک ترانه محلی آملی با نام «گنگستر شهر آمل» توسط دانش اموزان و خانم معلم جوان در کلاس پنجم دبستان غیر دولتی است. اما چرا چنین رویدادی این واکنش های تند هیجانی را در جامعه بر انگیخت به گونه ای که صفحه اینیستای این خانم معلم جوان با افزایش اعجاب اور بازدید کننده روبرو شد. فالور هایش شدیدا افزایش یافت. در مقابل شخصیت های رسمی هم به این رویداد و عمل معلم جوان واکنش نشان دادند. مدیرکل اموزش و پرورش استان جریان اداری اخراج معلم و لغو مجوز مدرسه غیر دولتی را کلید زد. خانم معلم طی یک نامه ای رسما عذرخواهی کرد. امام جمعه شهر پوزشش را پذیرفت . وزیر اموزش و پرورش شتابزدگی را صلاح ندانست و تصمیم گیری را به بررسی عمیق تر موکول کرد. باشگاه ورزشی نساجی مازندران تصمیم بکارگیری او را گرفت و سایر واکنش های که از مراجع رسمی و غیر رسمی به این واقعه داده شد. که بیان ان در این مجال و مقال نمی گنجد.

اکنون مدتی است که از اوج گیری واکنشها به این رویداد گذشته است و ارامشی نسبی در فضای افکار. عمومی ایجاد شده است. لذا فرصت است که بدون ورود به هیجانات رسانه ای در باره آن بحث کرد. من می خواهم از زاویه دیگر به ماجرا بپردازم و به ابعاد کمتر دیده شده این رویداد ورودی پیدا کنم.‌ شاید این زاویه دید تحلیل نسبت این ماجرا، برای سیاست گذاران و تصمیم گیرندگان درسهایی داشته باشد. برای بیان دیدگاهم دو مقدمه و براساس این مقدمات یک نتیجه بیان می نمایم .

مقدمه نخست. آموزش و پرورش سالیانی دراز به ویژه سی سال گذشته استراتژی خردمندانه ای برای استخدام و به کارگیری و نگهداشت نیروی انسانی نداشته است. به ویژه این وضعیت در دوره ابتدایی که دست بر قضا این رویداد در ان رخ داده است شدید تر است. در سالهای گذشته با وجود اعتراضات زیاد صاحب نظران، نیروهای تربیت نشده و حتی با مدارک نامرتبط در آموزش و پرورش استخدام شده اند. استخدام نهضت سواد اموزی ها، حق التدریسی ها, استخدام نیروهای قرارداد کار معین، و مانند اینها نمونه بارز از این بی سیاستی هاست . حتی مسیر و راهکار جذب معلم از طریق ماده ۲۸ که بر اساس یک مصوبه قانونی انجام می شود در اجرا با کاستی های فراونی روبروست یعنی آنهم ناموفق بوده است و عموما نیروهای آماده شده ای را به میدان آموزش عمومی کشور وارد نکرده است ماده ای که قرار بوده است در شرایط خاص و اضطراری به کار گرفته شود. تبدیل به یک رویه ثابت در جذب نیرو شده است در مدارس غیر دولتی هم وضع بدتر از اینهاست. در انجا اساسا نظارت ومراقبت شایسته و بایسته ای برای جذب و نگهداشت معلم وجود ندارد در میدان مدارس غیر دولتی عموماً منطق بازار بر استخدام و به کار گیری معلم حاکم است. مشاهده می کنیم که در این وانفسای نیروی انسانی در دوره ابتدایی انچه کمتر مورد عنایت است صلاحیتهای ضروری برای معلمی در کلاس درس و عمل تربیت است. به ویژه در دوره ابتدایی.

مقدمه دوم . قاعدتاً معلمان باید درک و فهم پداگوژیک و اخلاقی سطح بالایی از ماهیت حرفه خود داشته باشند. با توجه به توصیف کیفیت نیروی انسانی در اموزش و پرورش میتوان به سادگی پیش بینی کرد که خطاهای پداگوژیک در نظام اموزشی به وفور یافت شود به واقع هم از این دست خطاها در آموزش و پرورش ما در عموم کلاس های درس توسط معلمین کم تجربه و نا آماده برای تدریس و معلمی زیاد رخ می دهد. در این فقره خاص هم باید گفت اگر معلم دوره دبستانی به خوبی و مطابق با اصول و معیارهای معلمی تربیت شده باشد قطعا می داند که شعر و موسیقی که در موقعیت های تربیتی دبستانی به کار گرفته می شود باید معیارهای پداگوژیک خاصی داشته باشد . چه آهنگ ‌و ریتم آن و چه محتوا و پیام آن. بنابر این وقتی معلمی چنین تصمیمی می گیرد که ترانه ای که به لحاظ معیارهای پداگوژیک در ریتم و محتوا و پیام مشکلات غیر قابل انکاری دارد در کلاس درس پنجم دبستان برای یک همخوانی مورد استفاده قرار می دهد. یک خطای پداگوژیک انجام داده است. هر چند این خطای تربیتی را هم به این رویداد باید اضافه کرد که پخش تصاویر کودکان در فضای مجازی بدون اجازه والدین نیز از نظر حقوق کودکان مشکل دارد. بی تردید این خطاها ناشی از کم تجربگی و ناآمادگی آن معلم جوان برای حرفه معلمی است هر چند نواوری هایی هم در زمینه اموزش داشته باشد.

نتیجه: منشا این مشکل سیاست گذارانی هستند که از مسیر هوایی و با هلی برد نیرو بدون ملاک و معیار گزینشی و مراقبت وارد اموزش و پرورش می کنند انهایی که برای رها کردن حاکمیت از بار تعهد به اصل سی ام قانون اساسی، قانون مدارس غیر دولتی را با هزار ترفند و لابی تصویب کردند یعنی ارائه بخشی از خدمات آموزش و تربیت عمومی کودکان را به بخش خصوصی و بازار واگذار کردند. آنهایی که همیشه ایام اموزش و پرورش عمومی را در انتهای لیست اولویتهای سیاست گذاری های ملی قرار دادند و این نهاد حساس و مهم را که در همه دنیا یک امر حاکمیتی محسوب می شود را دچار بیماری پیشرونده (آتروفی) کسری بودجه دائمی کردند. انهایی که هیچگاه فکر نکردند روزی این حجم از کمبودها، مصائب از همه بدنه اموزش و‌پرورش فوران می کند و هم چنین کسانی که این میراث شوم سیاست گذاری ها را بی دغدغه یدک می کشند .از این رو درواقعه اخیر قائمشهر اینان باید خودشان را تنبیه کنند و حداقل عذر خواهی کنند . نه این که معلمی را که خطایی پداگوژیک مرتکب شده است. این چنین به مهلکه ای رنج آوری بسپارند. چه این که« گر حکم شود مست گیرند در شهر هرآنکه هست گیرند» . عجبا که: «گنه کرد در بلخ آهنگری . به شوشتر زدند گردن مسگری»

نخستین انتشار در کانال تلگرام حکمت تربیت

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی رایانامهٔ شما منتشر نمی‌شود. دیدگاه‌ها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.