نقد و نظری بر اهداف ساحت تربیت اعتقادی، عبادی و اخلاقی
تربیت اخلاقی

نقد و نظری بر اهداف ساحت تربیت اعتقادی، عبادی و اخلاقی

در روزهای اخیر اهداف ساحت تربیت اعتقادی عبادی و اخلاقی در دستور کار کمیسیون برنامه درسی شورای عالی آموزش و پرورش قرار گرفت . این اهداف توسط کارگروهی در دفتر تالیف کتاب های درسی اماده شده است و قرار است بعد از تکمیل و نهایی شدن در صحن شورای عالی طرح شود. اهداف صورت بندی شده شامل چها گروه اهداف بوده که برای هر دوره از دوره های تحصیلی تعریف شده است .به طور کلی اهداف صورت بندی شده بر محوریت تربیت اعتقادی و عبادی تمرکز دارد و توجهی در خور و وافی به اخلاق به عنوان یک شایستگی بسیار با اهمیت در زندگی عصر حاضر نشده است. اساسا در این اهداف غلبه با بعد تربیت اعتقادی و عبادی است و تربیت اخلاقی به نوعی در حاشیه ان قرار گرفته است. این یادداشت در نقد ساختاری این اهداف بیان شده است و از ورود به محتوای آن دوری شده است تلاش بر این است که نشان داده شود با وجودی که اخلاق یکی از بخشهای هر دین و به ویژه اسلام است اما این بدان معنا نیست که در تربیت اخلاقی ان را زیر چتر تربیت اعتقادی و عبادی دراوریم.

در این که بخش مهمی از دین، احکام اخلاقی است تردیدی وجود ندارد. علمای مسلمان می گویند که گزاره های محتوایی دین شامل سه بخش است اعتقادات ، احکام عبادی و اخلاق . این طبقه بندی، صائب است. اما ماهیت اخلاق با دو جز دیگر از یک جنبه مهم ، مشابه نیست و تفاوت قابل تاملی دارد . مهم ترین تفاوت این است که عموم گزاره های ناظر به بعد اعتقادی و احکام عبادی در دین اسلام تاسیسی است . اما اخلاق و اصول اخلاقی تاسیسی نیست یا خد اقل می توان گفت بخش اعظم ان تاییدی است. یعنی هزاران سال قبل از اسلام،اقوام و ملل و نحل مختلفی عموم احکام اخلاقی را به فطرت و هدایت عقل( پیامبر درونی) خود پذیرفته و به آن عمل می کرده اند. کافی است به سخنان کنفوسیوس و بودا، لائو، آثار حکمای هندو، فیلسوفان یونانی مانند سقراط و نحله رواقیون، کلبیون و فیلسوفان اخلاقی معاصرمراجعه کنید که مملو از احکام اخلاقی عمیقی است که کم و بیش مشابه گفته های انها در فرمایشات ائمه معصومین (ع)نیز یافت می شود. شاهد دیگری را که برای این مدعا اقامه می کنم. فرمایش عمیق رسول مکرم اسلام (ص) است که فرموده اند « انی بعثت لاتمم مکارم الاخلاق».پیامبر(ص) می فرمایند که من برای اتمام اخلاق برگزیده شده ام . این سخن دو معنا در خود دارد اول این که احکام اخلاقی عموما تاسیس اسلام نیست این از معنای لاتمم بر می اید . دوم این که توسعه و تعالی اخلاقی جامعه ماموریت اساسی نبی گرامی اسلام (ص) است. بنابر این با توجه به تفاوت جدی و مهم اخلاق با دو مولفه دیگر یعنی اعتقادات و احکام من نتیجه می گیرم که ساحت اخلاق به خودی خود و بالاستقلال موضوعیت دارد و نمی توان نسبت آن را با دین، نسبت عموم و خصوص مطلق دانست. بلکه این نسبت می تواند حداقل عموم خصوص من وجه باشد. اصول و احکام اخلاقی عموما در واقع اصول تاییدی در چهار چوب گزاره های محتوایی دین مبین اسلام هستند.یعنی چون مورد تایید دین هستند بنابر این دینی می شوند.

با این توضیحات دو باره بر می گردیم به اسیب شناسی پیش گفته از اهداف صورت بندی شده برای ساحت تربیت اعتقادی عبادی و اخلاقی . از فحوای این اهداف چنین بر می اید که آموزش اعتقادات و احکام و اندکی هم بیان نصایح اخلاقی از زبان ائمه معصومین (ع) برای اعتلای اخلاقی دینورزان کفایت می کند. این تصور به نظر نادرست است . هم چنین این انتظار که با آموزش های اعتقادی و عبادی یک شخصیت اخلاقی کامل شکل بگیرید نیز نا دقیق است . عموما در کشورهای اسلامی اموزش های اعتقادی و احکام دینی با اموزش های اخلاقی همراه است. کافی به عنوان دروس و کتاب های درسی دانش آموزان در کشورهای اسلامی نگاه کنید متوجه می شوید که اخلاق با دین در یک ماده درسی تلفیق شده اند . این به خودی خود مشکل ایجاد نمی کند اما مشکل انجاست که این همراهی عموما عرصه را بر مولفه اخلاقی آن تنگ می کنند و در اخلاق در سایه آنها قرار می گیرد. از سوی یادگیری اعتقادات و احکام لزوما منجر به اخلاقی شدن نمی شود. در دور بر ما بسیار انسانهایی را می توان دید که باور شدید به آموزه های دینی دارند و احکام دینی را هم به دقت زیاد عمل می کنند اما مشکلات اخلاقی جدی هم دارند. این گونه انسانها فقط متعلق به این دوره هم نیستند در تاریخ به انسانها و گروه ها ی زیادی بر می خوریم که مصداق این معنا هستند. در عصر حاضر هم بسیاری اعمال شنیع تکفیری ها با فرض دینی بودن و کسب رضایت خداوند انجام می شود. در عین حال بسیاری هم هستند که دیندار نیستد یعنی جهت گیری های فکر اشان با معیارهای اعتقادی و احکام دینی تناسب زیادی ندارد اما به شدت اخلاقی هستند. البته ممکن است چنین گفته شود که اگر دینوزی به درستی آموزش داده شود اخلاقی بودن را هم شامل می شود. اما با این فرض باز، ایراد وارد شده سر جای خودش خواهد بود زیرا این پرسش مطرح می شود که ایا دینورزی درست، بدون درک و فهم اخلاقی عمیقی میسر می شود. بنابر این باز هم لازم است به درک و فهم اخلاقی دینورزان به عنوان بخش مهم و حیاتی دین توجه ویژه شود.

بنابر این بحث، می خواهم بگویم که نباید از اخلاق غفلت کرد. و آن را در زیر مجموعه آموزش اعتقادات و احکام قرار داد به طور کلی پایه استدلال من برای مدعیات فوق این مفروضه است که اخلاق پایه دینورزی است . درواقع اخلاق ساحت ورود آدمی به مرحله انسانیت است و دین و زندگی دین ورزانه بر روی این ساحت مستقر می شود. اخلاق معبر ورود به عالم دین ورزی است. بدون شکل گیری و تعالی اخلاقی، تعالی دینی میسر نخواهد بود. البته این هم قابل بحث است که دینورزی موجب تعالی اخلاقی نیز خواهد شد و حیث اخلاقیِ انسانِ مومن را تشدید خواهد کرد کافی به بررسی شخصیت عارفان بزرگ بپردازیم خواهیم دید که ساحت دینی موجب شده است که حیث اخلاقی شخصیت ها بسیار تشدید و متعالی شود.شاید به همین دلیل است که ماموریت پیامبر اتمام اخلاق بیان شده است و با همین فهم از نسبت دین و اخلاق می توان این سخن امام حسین(ع) را در روز عاشورا بهتر درک کرد که به لشگریان بین امیه خطاب می کند و می گوید « اگر دین ندارید لااقل آزاده( اخلاقی) باشید». بنابر این همراهی ساحت اخلاق با دین به معنی در حاشیه قرار گرفتن و انحلال آن در دو مولفه دیگر نیست.

با این رویه که در صورت بندی اهداف تربیت اعتقادی عبادی و اخلاقی ملاحظه می شود نمی توان انتظار داشت که اخلاق با توجه ضرورتهای عصری جامعه امروز ما در نظام تربیت رسمی و عمومی ، بیشتر مورد توجه قرار گیرد . توجه داشته باشیم که اخلاق در کنار دین و مذهب یکی از مولفه های هویت ملی ماست. اخلاق می تواند در مقایسه با دو عامل دیگر نقش کلی تری را برای وحدت ملی احاد ملت ایران صرف نظر از دین و مذهب و قوم و زبان ایفا کند. اگر چه دو عامل دین و مذهب هم در وحدت و هویت ملی تاثیر قابل ملاحظه ای دارند از این رو بی توجهی به ساحت اخلاق یک پیامد ناگوار دیگر هم دارد و ان کاهش انسجام اجتماعی است و از این منظر هم جدی نگرفتن اخلاق به مثابه یک ساحت یا یک شایستگی پایه پیامدی خوبی ندارد.

بسیاری بر این باورند که جامعه امروز ما در یک بحران اخلاقی قرار دارد . شواهد زیادی از نوع نقلی و تجربی در درست است که طرح ان درحوصله این مقاله نمی گنجد . این شواهد نشان می دهد که در شرایط جامعه امروز ایران بیش از هر امر دیگر لازم است به اخلاق عمومی عنایت شود بنابر این به نظر می رسد ما در این شرایط باید جدی تر به اخلاق و تربیت اخلاقی نگاه کنیم.

اتکا بیش از حد هم به فرایندهای طبیعی جامعه پذیری در اعتلای اخلاقی احاد جامعه برای عصر حاضر نیز نمی تواند پاسخگو باشد. در جوامع گذشته بخش اعظم تربیت اخلاقی از طریق فرایندهای اجتماعی شدن صورت می گرفته و به طور معمول انسانها در حین تجارب زندگی اجتماعی اصول و هنجارهای اخلاقی و اجتماعی را جذب می کردند. اما در عصر حاضر با توجه به نیاز زندگی اجتماعی معاصر برای یک آمادگی و تربیت اخلاقی عمیق، اتکا به این فرایندها کفایت نمی کند.یعنی نمی توان به فرایندهای جامعه پذیری صرف اتکا داشت. زیرا در شرایط بحرانی اتکا به این فرایندها خود نوعی تشدید بحرانهای وضع موجود است. از این رو حسب ضرورت زمانه و نیاز مبرم جامعه به توسعه اخلاقی احاد مردم، این موضوع مورد عنایت جدی تر در نظام تربیت رسمی و عمومی قرار گیرد و اهداف دقیق تر و فنی تری برای این ساحت صورت بندی شود.

لازم به یاداوری است که پیشتر از تدوین سند تحول بنیادین ،شورای عالی آموزش و پرورش در اهداف مصوب خود ، برای ساحت اخلاق مجموعه ای از اهداف مستقلی در نظر گرفته بود. اگر چه محتوای اهداف به لحاظ نظری مخدوش و قابل نقد بود اما همین استقلال ساحت اخلاقی در کنار ساحت اعتقادی خود موضع قابل تامل و ارزشمندی بود.

اگر بپذیریم که این مدعا که به اخلاق و تربیت اخلاقی در صورت بندی اهداف باید توجه ویژه شود. بنابر این پرسش مطرح آن خواهد بود که رویکرد بدیل و جانشین برای مجموعه اهداف پیشنهادی که در دستور کار کمیسیون برنامه درسی شورای عالی آموزش و پرورش قرار دارد، چه می تواند باشد؟ این پرسش خود تامل مستقلی را طلب می کند. اما به اجمال پیشنهاد این است که در اهداف ساحت دینی و اخلاقی ، برای اخلاق به عنوان شایستگی پایه حیث مستقلی در نظر گرفته شود . اهداف ویژه اخلاقی ذیل ساحت تربیت دینی و اخلاقی تعریف گردد. انگاه در سطح برنامه ریزی درسی برای ان نیز یک فرا برنامه درسی تربیت اخلاقی طراحی و تدوین شود.

نخستین انتشار در کانال تلگرام حکمت تربیت

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی رایانامهٔ شما منتشر نمی‌شود. دیدگاه‌ها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.