
دستفروشی تربیت مدرسهای
در جامعه به ویژه در شهرهای بزرگ و کنار رویدداد های اجتماعی مهم مثل تجمعات مردم، حاشیه خیابان های پر رفت و آمدش در متروها و حتی در ترافیک های طولانی مدت دستفروشی را زیاد مشاهده کرده ایم . دستفروشی پدیدهای اجتماعی در نهاد توزیع کالاهاست که سابقه دیرینه ای در جوامع گذشته دارد که خانواده ها محصولات مازادشان را عرضه می کردند. اما در جوامع کنونی که نهادهای اجتماعی پیشرفته هدایت نهاد اقتصاد را بر عهده دارند می تواند نوعی اختلال در نهاد اقتصاد به شمار آید. اساسا کار دستفروشان در کنترل نهادهای رسمی و دولتها نیستند لذا از ازادی عمل زیادی برخوردارند. عمومابه هیچ نهادی پاسخگو نیستند. استانداردهای هنجار شده را برنمیتابند؛ اما چه بخواهیم یا نخواهیم نیازهای گروهی از احاد جامعه را بر آورده می کنند. قطعا در این شکل از توزیع کالا و خدمات، مشتریان رضایت کامل ندارند. هر چند ممکن است گاهی دستفروشان کالای مرغوبی هم توزیع کنند اما در هر صورت توسعه اشکالی از دستفروشی را می توان نشانه بیماری و ناهمواری در نهاد اقتصادی هر کشوری دانست. از جمله وجود بیکاری، توسعه فقر و شکاف طبقاتی و مانند اینها. رفع و مواجهه با این جریان نیازمند شناخت دقیق عوامل بیماری است. بگذریم من اقتصاددان نیستم و قرارم نیست این پدیده را تحلیل و بررسی کنم. ایده ای می خواهم مطرح کنم چیز دیگری است. لطفا یادداشت را تا انتها ملاحظه کنید.
در نهاد تربیت رسمی و عمومی کشور هم در سالهای اخیر شاهد پدیده دستفروشی هستیم. دستفروشانی وجود دارد که خارج از چهارچوبهای مالوف نظام تربیت مدرسهای خدمات تربیت مدرسهای ارائه می دهند و مشتریانی پرو پا قرص هم دارند . این پدیده عجیب که تاکنون به طور علمی و جدی بررسی نشده است جریانی خرنده اجتماعی و رشد یابنده است. مدارس مسجد محور، مدارس رها و برخی پلتفرمهای اموزشی مجازی مدیریت شده توسط مراجع خارج از کشور و برخی مدارس زیر زمینی که تعدادشان رو به ازدیاد بوده هم چنین اشکال مدرسه در خانه از ان جمله اند. ویژگی مشترک این شکل های گوناگون دستفروشی تربیت مدرسه ای این است که انها هیچ مجوز رسمی از وزارت اموزش و پرورش نداشته و پاسخگوی هیچ نهادی هم نیستند دست فراخی در ارائه خدمات تربیت مدرسه ای دارند. از نظر مالی، فضا و تجهیزات ، برنامه درسی ، نیروی انسانی قاعده مند نیستند و تنها می توان اعتبار انها را در استقبال مشتریان دید مشتریانی که انگیزه خریدشان مبهم و شناختشان از کیفیت تربیت مدرسه و فلسفه وجودی اش در حیات اجتماعی ناقص است.
این پدیده اجتماعی که نوعی بی نظمی، تشتت و بی بند وباری در ارائه خدمات تربیت مدرسهای محسوب می شود در جوامعی که وحدت و انسجام اجتماعی از دغدغه های آنهاست مانند کشور ما، چالش و شاید فراتر از آن تهدیدی جدی است. توسعه این جریان باید برای حاکمان و مدیران ارشد نظام وحتی کنشگران این عرصه هشدار دهنده باشد.
بی تردید عوامل مهمی در ایجاد و توسعه این جریان دخالت دارد. مهمترین عامل رشد پدیده دستفروشی تربیت مدرسه ای در زیست بوم کشورمان شوربختانه ضعف پیشرونده (آتروفی) نظام تربیت مدرسه ای است. بنای حاکمیت بر تقویت این نظام نیست. شواهد موجود در لایه های عمیق و ناپیدای سیاستگذاری و حکمرانی تربیت مدرسه ای نشان از کوچک انگاری این نهاد حساس و سرنوشت ساز دارد.
اما مهمترین عامل رونق دستفروشی تربیت مدرسه ای شکاف دولت ملت است که اخیرا اشکال جدی آن در عرصه جامعه معاصر مان را شاهد بوده ایم. این که برخی خانواده ها به انگیزه های مختلف سیاسی و ایدئولوژیک و حتی پداگوژیک با مدرسه رسمی قهر کرده و از آن دور می شوند. نشانه از شکاف دولت ملت است.
دلایل دیگر هم وجود دارد که در این مقال نمی گنجد و در فرصت دیگری باید به ان پرداخت
نخستین انتشار در کانال تلگرام حکمت تربیت