
فرگشت معکوس
توسعه فناوری هوش مصنوعی و بکارگیری آن به صورت گسترده در زندگی بشر ، این امکان را بوجود میآورد که فرگشت معکوس شناختی در انسان رخ دهد. یعنی تواناییهای شناختی او در اثر عدم بکارگیری یا نقصان به کارگیری دچار تحلیل شود.این یکی از مخاطرات بشر امروزی خواهد بود. خوب است فیلسوفان به آن ورود پیدا کنند.
در تاملات شخصی خودم مدتها به این حقیقت طنزگونه اما تکان دهنده زندگی میاندیشیدم که زندگی من به شکل مضحکی کوتاه است حساب کردم اگر عمر جهان هستی مادی را انگونه که دانشمندان سر انگشتی حساب کردهاند سیزده میلیارد سال باشد، عمر من اگر صد سال هم باشد به اندازه یکصد و سی میلیونیوم عمر هستی در جهان زندگی میکنم. یعنی «تقریبا هیچ». چونان اخگری که از آتش هستی بیرون میجهد و کور سویی می زند و ناگهان در چشم به هم زدنی به خاموشی می گراید و در تاریکی نیستی محو می شود. ما انسانها موجوداتی هستیم که برای لحظهای پران و وزان و لحظه بعد افتان و پاشان و سپس میران میشویم. شکفتآور آن است که برای همین « تقریبا هیچ» ابنا بشر چه قیل و قالی به راه انداختهاند که نگو و نپرس. این که در این فرصت کوتاه چگونه میتوان زیست؟ پرسشی است که اندیشیدن به آن موبر تن سیخ میکند و لرزه بر اندام میاندازد و پرشمار انسانها بیش از مرگ از آن بیمناک و هراسان می شوند.امروز که کتاب «سرشاری خوشه زیست» را میخواندم چنین معنایی را از متفکران و شاعران خلف و سلف خواندم. سهراب میگوید که انسان یعنی «عجالتا». و عجیب است که این حقیقت هستی آدمی برای بسیاری چه دیریاب است و برای بیشماری نایاب.
نخستین انتشار در کانال تلگرام حکمت تربیت