
تعبیری تازه از حکمت و فلسفهورزی
تعبیر جدیدی از مفهوم حکمت را در کتاب «سرشاری خوشه زیست» دریافت کردم که برایم جذاب و گیرا بود. نگارنده این اثر خواندنی در بخشی از کتاب که بحث از انواع فسلفهورزی مطرح است نوع سومی از معنای فلسفهورزی را طرح میکند که به تعبیر وی، با مفهوم حکمت بسیار نزدیک است. این معنای سوم همان زندگی فیلسوفانه یا حکیمانه زندگی کردن است مانند آنچه سقراط کرده است یا رواقیون که به نوعی به سقراط نسب فکری میبرند. سقراط فلسفه و معلمی را زندگی کرده است. این با «تدریس و تحقیق و موشکافی در مسایل فلسفی» و «تفکر فلسفی یا فلسفیدن» تفاوت دارد. در واقع شکل سومی از فلسفهورزی است.
حال اگر این تعبیر را به وادی تربیت رسمی و حرفه معلمی ببریم. درمییابیم که حکمیانه معلمیکردن در مدرسه، مفهومی عمیق جذاب و برانگیزاننده است. این نوعی زندگی حرفهای حکیمانه است. حکمت در زندگی عمومی انسان بسیار ارزش دارد اگر شایسته و بایسته است که این حکمت و حکیمانه زیستن را در عمل حرفهای خود یا در محیط حرفه خود نیز گسترش دهیم؛ به مثابه یک معلم نیز شایسته و بایسته است حکیمانه معلمی کنیم. توسعه فلسفهورزی به حوزه حرفهها برای معلمی مناسبتر و ضروریتر است زیرا کمتر حرفهای است که در جامعه به این میزان از ویژگی حکمتی برخوردار باشد. معلمی حکیمانه چند وجه مهم دارد.
وجه مهم و اساسی معلمی حکیمانه، عاملیت است؛ یعنی استقلال فکری و عملی معلم است. معلم باید فردی مستقل باشد به عبارت روشنتر «شخص» باشد. تبعیت و پیروی مطلق از دیگران شایسته یک معلم نیست. این استقلال به معنای بر هم ریختن نظم بروکراتیک در سازمان نیست و با آن منافاتی ندارد؛ یعنی در همان چهارچوبهای رسمی هم میتوان معلمی مستقل بود.
وجه دیگر معلمی حکیمانه، اندیشندگی آن است. معلمی را چنان مشاغل و حرف دیگر نبینیم که خدماتشان را به صورت اعمال کلیشهای و روتین(مهارت) و در عین حال متبحرانه انجام میدهند. عمل تربیت، عملی تاملی است از این رو، کلیشهای و روتین یا صرفا مهارت نیست. هر روز یک معلم، یک عمل جدید باید تلقی شود که با عمل مشابه قبل متفاوت باشد. موقعیتهای تربیتی که معلم پیوسته با آن مواجه است تکراری نیستند هر موقعیتی بدیع و تازه و از این جهت برانگیزاننده اندیشه و تاملی است.
وجه سومش، اخلاقی بودن است. عمل تربیت بر خلاف بسیاری از مشاغل، پیوندی عمیق با ارزشهای اخلاقی دارد. تربیت در ذات خودش عملی اخلاقی است. برای این معنا متفکران سخنها بسیار گفتهاند. معلمی در ذات خودش، عملی نیکاندیشانه است؛ زیرا به نیت تعالی و رشد انسانهای دیگر انجام میگیرد با عنایت به این ویژگی تربیت عملی اخلاقی است.
وجه چهارمش دغدغهمندی است. در معلمی حکیمانه، کار معلمی دغدغه زندگی و گویی بخشی از هستی فرد میشود. شاید مسامحتا بتوان گفت معلمی و دغدغههایش بخشی از زیست جهان فرد میشود. با این تعبیر مسامحهآمیز شاید بتوان از زیستجهان معلمی هم صحبت کرد. معلم کسی نیست که در مدرسه یا جایی پیرامون مدرسه کار میکند. بلکه ضرورتا معلم کسی است که در زیستجهان معلمی میزید.
به هر روی حکیمانه معلمی کردن این چهار وجه را دارد و چنین معلمی از تربیت کردن و معلمی عمیقا لذت میبرد. این گونه معلمی کردن که به معنای اصطلاحیاش دیگر معلمی ساده سنتی هم نیست؛ دیگر نمیتواند از ناحیه فناوریهای جدید مورد تهدید واقع شود. زیرا نیازمند یک رویکرد کاملا انسانی است که از عهده غیر از انسان بر نمیآید.
نخستین انتشار در کانال تلگرام حکمت تربیت