بودن یا نبودن سند بیست سی: مساله این نیست
سیاست‌گذاری آموزشی

بودن یا نبودن سند بیست سی: مساله این نیست

بحث و جدلهای اخیر بر سر سند 2030 توجه زیادی را برانگیخت تا جایی که آن را تبدیل به یک بحث فراگیر تا سطح کوچه و بازار کرد و بسیاری از آن بحث ها سطحی و عوامانه شد. مخالفان و موافقان بسیار در ردّ و تأیید آن بحث کردند. اما صرف نظر از نحوه مواجهه دو طرف با این سند، این پرسش اساسی به ذهن وارد می شود که منطق و بنیاد این مخالفت ها و موافقت ها در چیست. پیش فرض اصلی و اساسی که باعث شکل گیری و صورت بندی استدلال مخالفان و موافقان می شد چه بود. اگر از این منظر به مساله بنگریم تصور می کنم، لایه های پنهانی زیر این جدل ها وجود دارد. مساله اساسی هر دو گروه موافق و مخالف، نه سند 2030 بلکه نحوه مواجهه ما با جهان و دستاوردهای بشری است. اگرچه به لحاظ ساختاری نحوه مواجهه و حضور ما درجریانهای جهانی را قانون اساسی و برخی قوانین مدنی دیگر مشخص کرده است؛ مثلا گفته شده است که مجلس یا نهادهای دیگر باید مقاوله نامه ها، مثیاق نامه ها و قراردادهای بین المللی را بررسی و تایید نماید؛ اما به لحاظ محتوایی مساله چگونگی حضورما در عرصه ها و جریانهای جهانی هنوز مورد مناقشه است. جدلها و جدالهایی فکری که درست در بزنگاه انتخابات در مورد سند 2030 ملاحظه شد نه یک جدال سطحی و انتخاباتی بلکه نشان از وجود یک تضاد ریشه دار بین دو جریان فکری دارد. در واقع مساله واقعی در لایه های عمیق تری قرار دارد….. ادامه یاداشت را در فایل پیوست بخوانید.

نخستین انتشار در کانال تلگرام حکمت تربیت

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی رایانامهٔ شما منتشر نمی‌شود. دیدگاه‌ها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.