کنش‌گری اجتماعی فرهنگیان
سیاست‌گذاری آموزشی

کنش‌گری اجتماعی فرهنگیان

به نام خدا این روزها گزینه پیشنهادی جناب آقای رئیسی برای وزارت آموزش‌وپرورش یعنی آقای دکتر باغگلی بحث‌وجدل‌های گسترده‌ای را برانگیخته است. دامنه و عمق این بحث‌ها به‌گونه‌ای است که قابل‌مقایسه با دوره‌های قبل نیست. حتی بیش از زمان معرفی وزرا در دوره دوم ریاست جمهوری دکتر روحانی که کارزارهای اجتماعی فرهنگیان برای حمایت از وزارت دکتر نجفی به راه افتاده بود. بی‌تردید عامل مهم این شرایط پیش‌آمده، ویژگی‌های فردی است که برای این پست معرفی‌شده است. به گمانم صرف‌نظر از خوب یا بد گزینه پیشنهادیِ آقای رئیس‌جمهور برای تصدی صندلی خالی ساختمان قرنی و حتی تأثیرات آن بر انتخاب وزیر آینده، از زاویه دیگر، این رویداد برای جامعه فرهنگیان و کشور سودمند و حاوی دلالت‌هایی برای عمل حاکمیتی باشد. تأثیر این بحث‌های توسعه‌یافته در بین فرهنگیان کشور در انتخاب و تغییر وزیر هر چه باشد، توفیری ندارد مهم خود این جریان و حساسیت به¬جا و مباحث درخور توجهی است که در میان جامعه فرهنگیان و دغدغه‌مند نظام آموزشی کشور ایجادشده است. این موضوع را از منظرهای متعدد و متفاوتی می‌توان موردبحث قرارداد و به فهم متفاوتی رسید. برای این منظور باید از زاویه‌ای دیگر به این رویداد بنگریم. توضیح این‌که ممکن است زاویه دید ما نسبت به این رویداد، فرایند انتخاب وزیر، گزینه‌های انتخاب و حتی فرد انتخاب‌شده باشد مثلاً درباره شایستگی‌هایش بحث کنیم یا درباره وابستگی سیاسی و جناحی‌اش نظر بدهیم یا روی گزینه‌های بدیل متمرکز شویم یا درباره لابی‌گری‌ها و سازوکارهای انتخاب و معرفی آن اظهارنظر کنیم؛ اما این زاویه بدیل، تحلیل و ارزیابی آثار اجتماعی آن است.

بررسی واکنش جامعه فرهنگیان به‌ویژه نسبت به این انتخاب و گستردگی و ژرفای مباحث و درگیری‌های کنشگران فرهنگی با این موضوع جالب‌توجه است همین گستردگی و ژرفای مباحث و دغدغه‌مندی فرهنگیان است که به نظرم ارزش‌افزوده‌ای اجتماعی قابل‌تأملی را ایجاد کرده است. نگارنده به‌نوبه خود شاهد این مباحث و منازعات در شبکه‌های اجتماعی درون پیام‌رسان‌ها مانند واتس‌اپ، اینیستاگرام، تلگرام، کلاب هوس بوده‌ام. این میزان درگیریِ سطوحِ مختلف فرهنگیان با جریان انتخاب وزیر و ذی‌ربط، ذینفع و ذی‌حق دانستن خود در ورود به این منازعه سیاسی اجتماعی، نشانگر تغییری اساسی در مناسبات جامعه فرهنگیان با مسائل اجتماعی خودشان است. این نشانه استفاده سازنده از این ظرفیت‌های نوظهور است که شوربختانه هنوز هم بسیاری از اولیا امور آن خطر و تهدید محسوب می‌کنند. نشانه‌های نوعی چرخش از وضعیت‌های مخرب «نگفت و نگو»؛ «گفت و نگو» یا «نگفت‌وگو» به وضعیت «گفت‌وگو» به چشم می‌خورد. در نظر داشته باشیم که فرهنگیان یکی از بزرگ‌ترین اجتماعات حرفه‌ای کشور هستند. با این تجربه به قدرت و توانایی اجتماعی سازنده خود در مشارکت برای ایجاد تحولات پی برده‌اند آنها می‌توانند قدرت اجتماعی خود را در بهبود اوضاع خودشان در این گفتگوها توسعه داده و به نحو مؤثرتری به‌کارگیرند. رسیدن به درک مشترکی از ارزش و جایگاه «گفت‌وگو» و کنش گری اصلاحگرانة اجتماعی باواسطه «گفت‌وگو» لازمه چنین چرخشی است که شواهد دال بر آشکار شدن آن به چشم می‌خورد. در اثر این چرخش فرهنگی، سرمایه اعتماد اجتماعی نیز که شواهد زوال و افول آن آشکارشده بود رو به بالا آمدن می‌کند. توسعه و ارتقا شرایط گفت‌وگو بین قاطبه فرهنگیان در فضای شبکه اجتماعی مجازی و حتی غیرمجازی بی‌تردید ظرفیت‌های باارزشی را در این مجموعه بزرگ خبره و نخبه بالفعل می‌سازد و تعارضات نفس‌گیر و انسدادی اجتماعی درون این گروه را به جریان‌های گشاینده، پیش برنده و بی‌تردید سازنده بدل می‌کند.

برای حاکمیت، این وضعیت می‌تواند حاوی دلالت‌هایی جهت تحقق «حکمرانی خوب» در حوزه تربیت رسمی و عمومی باشد. از نشانه‌های حاکمیت خوب در این عرصه توسعه عدالت رویه‌ای است. از نشانه‌ها و شاخص‌های عدالت رویه‌ای رفتن به وضعیت «گفت‌وگو» در درون جامعه فرهنگیان و رابطه آنها با دیگر نهادهای حاکمیتی است. از سوی دیگر، حاکمیت که شبکه‌های اجتماعی را تهدید تلقی می‌کند با این تجارب درخواهد یافت که تقویت اعتماد اجتماعی و گسترش و ژرف سازی کاربردهای سازنده شبکه‌های اجتماعی، امکان استفاده نادرست و تهدیدکننده را کاهش داده و به‌طور طبیعی بستر مداخلات آشکار و نهان خارجی را سست و شاید تخریب می‌کند. این راهی است که باید رفت .

نخستین انتشار در کانال تلگرام حکمت تربیت

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی رایانامهٔ شما منتشر نمی‌شود. دیدگاه‌ها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.