در حاشیهٔ نقدهای اخیر به نظام تربیت رسمی
سیاست‌گذاری آموزشی

در حاشیهٔ نقدهای اخیر به نظام تربیت رسمی

نقد های اخیر دکتر رنانی و دکتر روحانی ریاست محترم جمهور به نظام تربیت رسمی و عمومی (آموزش و پرورش) هر دو ناظر به کژکارکردی این نظام است صرف نظر از این که این نقدها تا چه اندازه روا یا نارواست باید گفت که در عصر حاضر نهادها و نظام های اجتماعی در یک تعامل پیچیده با هم هستند. کژکارکردی های نظا م تربیت رسمی و عمومی ضرورتاً محصول و تالی فاسد تصمیات و سیاست های درون نظام تربیت رسمی و عمومی نیست در واقع مسئولیت آن تماما و کاملاً بر عهده خود نظام نیست زیرا که نهادهای سهیم و موثر دیگری وجود دارد که در این کژکارکردی سهمی دارند زیرا نظام تربیت رسمی و عمومی بخشی از کلیت جامعه است.

اگر این نظام گذشته گرا ( تعبیر دکتر روحانی) و در گذشته مانده یا زنگ زده (تعبیر دکتر رنانی) حاصل تاثیر و تاثر و تعامل همه نهادهای اجتماعی است. اگر چه نقد دکتر روحانی و دکتر رنانی و دیگر منتقدین بر این کژکارکردهای نظام تربیت رسمی و عمومی تا حدی رواست اما باید دید که نقش نهادهای سهیم و موثر دیگر در این باره چیست، نظام تربیت رسمی و تخصصی (آموزش عالی) چه نقشی داشته است دولت مردان و به ویژه سکان داران قوه مجریه ، قوه مقننه و.. . چه نقشی داشته اند بهتر است منتقدین در این باب نیز تاملی داشته باشند. با وجودی که من به عنوان یک کارشناس دود چراغ خورده نظام تربیت رسمی و عمومی و هم چنین همکارانم از هر نقدی برای اعتلای نظام با آغوش باز استقبال می کنیم اما چه خوب است که منتقدین منصف سوزنی هم بر خود بزنند .اما حرف اخرم این نیست . بر این باروم که جدای از جدال سوزن ها و نشترهای نقد ، بیایم دست به دست هم بدهیم در یک مشارکت ملی و سازنده این نهاد بزرگ و به تعبیری موتور محرکه توسعه را از این شرایط بیرون آوریم بی تردید این نظام معظم و کریم بی یاری دیگر نهادها قادر به این تحول و حرکت به جلو و بهسازی نخواهد بود.

نخستین انتشار در کانال تلگرام حکمت تربیت

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی رایانامهٔ شما منتشر نمی‌شود. دیدگاه‌ها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.